هوش مصنوعی:
این متن بیانگر غرور و خودآگاهی شاعر به عنوان مرشد عشاق و ساقی میخانهٔ جان است. او خود را عالمتر و برتر از دیگران میداند و ادعا میکند که در آینهٔ خویش به خود مینگرد. شاعر از عشق و مستی سخن میگوید و خود را سید رندان میخواند.
رده سنی:
18+
متن حاوی مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۱۲۰۳ - ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم ۱
تو از همدانی ولیکن همه دان نه
از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم ۲
تو عالم یک حرفی ما عالم عالم
تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم ۳
هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند
در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم ۴
از ما به همه عمر یکی مور نرنجید
تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم ۵
هر یار که بینیم که او قابل عشقست
حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم ۶
رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند
ما سید رندان سراپرده از آنیم ۷
ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم ۱
تو از همدانی ولیکن همه دان نه
از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم ۲
تو عالم یک حرفی ما عالم عالم
تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم ۳
هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند
در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم ۴
از ما به همه عمر یکی مور نرنجید
تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم ۵
هر یار که بینیم که او قابل عشقست
حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم ۶
رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند
ما سید رندان سراپرده از آنیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۲ - به سر خواجه که ما مستانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۴ - مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.