هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق به عنوان محور اصلی زندگی خود یاد میکند و بیان میکند که حاضر نیست از این راه و محیطی که در آن قرار دارد، دور شود. او عشق را بالاتر از هر چیز میداند و از دنبال کردن عقل و منطق معمولی دوری میکند. همچنین، تأکید میکند که به دنبال درمان دردهایش نیست و در عوض، از آنها لذت میبرد. او به رقیبان توجهی ندارد و تنها به عشق وفادار است. در نهایت، به بخشندگی نعمتالله اشاره میکند و بیان میکند که تا زمانی که از او عطایی دریافت نکند، از درگاهش دور نمیشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۱۵ - ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم
ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم
از چنین آب و هوائی به هوائی نرویم ۱
عشق شاه است و روان از پی او می گردیم
در پی عاقل مسکین گدائی نرویم ۲
نرویم از در میخانه به جائی دیگر
جنت ماست از این خانه به جائی نرویم ۳
دُردی درد که یابیم خوشی نوش کنیم
دردمندیم پی هیچ دوائی نرویم ۴
به هیاهوی رقیبان نرویم از در تو
دایما گر چه بگوئیم دعائی نرویم ۵
نعمت الله به همه کس چو عطا می بخشد
ما از او تا نستانیم عطائی نرویم ۶
از چنین آب و هوائی به هوائی نرویم ۱
عشق شاه است و روان از پی او می گردیم
در پی عاقل مسکین گدائی نرویم ۲
نرویم از در میخانه به جائی دیگر
جنت ماست از این خانه به جائی نرویم ۳
دُردی درد که یابیم خوشی نوش کنیم
دردمندیم پی هیچ دوائی نرویم ۴
به هیاهوی رقیبان نرویم از در تو
دایما گر چه بگوئیم دعائی نرویم ۵
نعمت الله به همه کس چو عطا می بخشد
ما از او تا نستانیم عطائی نرویم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱۴ - هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱۶ - ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.