هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و بندگی شاعر به معشوق (یا پروردگار) است. او عشق را گنجی در دل ویرانه خود می‌داند و از درد عشق و مستی در مجلس عشق سخن می‌گوید. شاعر خود را بنده‌ای فرمانبردار می‌خواند و از ناله‌های دلش برای معشوق می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحاتی مانند "رندان" و "مستی" ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.

غزل ۱۲۳۰ - دل که باشد گر نباشد بندهٔ فرمان من

دل که باشد گر نباشد بندهٔ فرمان من
جان چه ارزد گر نورزد عشق با جانان من ۱

من که باشم گر نباشم بندهٔ فرمان او
می برم فرمان او زان شد روان فرمان من ۲

در دل من عشق او گنجی است در ویرانه ای
گنج اگر خواهی بجو کنج دل ویران من ۳

مجلس عشقست و من سرمست و با رندان حریف
ساقیا جامی که نوشم شادی یاران من ۴

دردمندانه بیا دُردی دردم نوش کن
تا بدانی ذوق داروی من و درمان من ۵

نالهٔ دلسوز من از حال جان دارد خبر
ناله ام بشنو که گوید با تو حال جان من ۶

من ایاز حضرت محمود خویشم ای عزیز
بندگی سید محمود من سلطان من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۲۹ - ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳۱ - راحت جانم توئی ای جان و ای جانان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.