هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و مستی معنوی سخن میگوید و از غیبت کردن و سرزنش عاشقان پرهیز میدهد. شاعر بیان میکند که دل او مانند کعبهٔ عشق است و از عقل میخواهد که عاشقان مست را سرزنش نکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۲۴۱ - زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن
زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن
عیب باشد بر ما غیبت ایشان کردن ۱
بزم ما مجلس عشق است حریفان سرمست
نتوان مجمع این قوم پریشان کردن ۲
خود گرفتم توانی که دلم آزاری
این چنین کار خطرناک نَبتوان کردن ۳
دل ما کعبهٔ عشق است و مقام محمود
باد ویران که دلش داده به ویران کردن ۴
برو ای عقل و مکن سرزنش عاشق مست
بد بود سرزنش سید نیکان کردن ۵
عیب باشد بر ما غیبت ایشان کردن ۱
بزم ما مجلس عشق است حریفان سرمست
نتوان مجمع این قوم پریشان کردن ۲
خود گرفتم توانی که دلم آزاری
این چنین کار خطرناک نَبتوان کردن ۳
دل ما کعبهٔ عشق است و مقام محمود
باد ویران که دلش داده به ویران کردن ۴
برو ای عقل و مکن سرزنش عاشق مست
بد بود سرزنش سید نیکان کردن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴۰ - ای به روی تو دیده ها روشن
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۲ - عشق در آن و این توان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.