هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفیمسلک، بر اهمیت گنج درون (عشق الهی) تأکید دارد و انسان را به جستجوی حقیقت در دل خود و رهایی از تعلقات مادی دعوت میکند. همچنین به مفاهیمی مانند نور الهی، عرفان، و وحدت وجود اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۶۷ - گر گدائی کنی تو از سلطان
گر گدائی کنی تو از سلطان
پادشاهی کنی چو شاه جهان ۱
گنج عشقش بجو که در دل توست
آن چنان گنج در چنین ویران ۲
نور رویش به چشم ما پیداست
گرچه باشد ز چشم تو پنهان ۳
جان عارف به گرد نقطهٔ دل
همچو پرگار گشته سرگردان ۴
تا گرفتم میان او به کنار
خوش کناری گرفته ام بمیان ۵
جام گیتی نما به دست آور
تا ببینی جمال خویش در آن ۶
فیض از نور نعمت الله جو
گفتهٔ سیدم روان می خوان ۷
پادشاهی کنی چو شاه جهان ۱
گنج عشقش بجو که در دل توست
آن چنان گنج در چنین ویران ۲
نور رویش به چشم ما پیداست
گرچه باشد ز چشم تو پنهان ۳
جان عارف به گرد نقطهٔ دل
همچو پرگار گشته سرگردان ۴
تا گرفتم میان او به کنار
خوش کناری گرفته ام بمیان ۵
جام گیتی نما به دست آور
تا ببینی جمال خویش در آن ۶
فیض از نور نعمت الله جو
گفتهٔ سیدم روان می خوان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۶ - نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۸ - من به او زنده توئی زنده به جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.