هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و معنوی، به زیبایی به توصیف نور الهی و حضور آن در جهان و جان انسان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند نور، آینه و لوح دل، به بیان ارتباط انسان با خداوند و شهود حقایق معنوی میپردازد. در پایان نیز به یادگار مانده از رسول الله (ص) اشاره میکند و از سید صاحبقران تمجید مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و واژگان ادبی بالا، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۲۶۶ - نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
غیر عین او که بیند نور او در انس و جان ۱
گر شود روشن به نور روی او چشم و دلت
نور روی او به عین روی او بینی عیان ۲
در مظاهر مظهری ظاهر شده در چشم ما
دیده بگشا تا ببینی نور او در عین آن ۳
حرف حرف یرلغ عالم چو می خوانم بذوق
در همه منشور می یابم به نام او نشان ۴
یک سر مو در میان ما نمی گنجد حجاب
خوش میانی در کنار و خوش کناری در میان ۵
صدهزار آئینه دارد درنظر آن یار من
لاجرم هر آینه او را نماید آن چنان ۶
خوانده ام علم بدیع عارفان از لوح دل
باز اسرار معانی می کنم با تو بیان ۷
در خرابات فنا جام بقا نوشیده ام
فارغ خوش فارغم خوش فارغ از هر دو جهان ۸
نعمت الله از رسول الله مانده یادگار
کس ندیده سیدی چون سید صاحبقران ۹
غیر عین او که بیند نور او در انس و جان ۱
گر شود روشن به نور روی او چشم و دلت
نور روی او به عین روی او بینی عیان ۲
در مظاهر مظهری ظاهر شده در چشم ما
دیده بگشا تا ببینی نور او در عین آن ۳
حرف حرف یرلغ عالم چو می خوانم بذوق
در همه منشور می یابم به نام او نشان ۴
یک سر مو در میان ما نمی گنجد حجاب
خوش میانی در کنار و خوش کناری در میان ۵
صدهزار آئینه دارد درنظر آن یار من
لاجرم هر آینه او را نماید آن چنان ۶
خوانده ام علم بدیع عارفان از لوح دل
باز اسرار معانی می کنم با تو بیان ۷
در خرابات فنا جام بقا نوشیده ام
فارغ خوش فارغم خوش فارغ از هر دو جهان ۸
نعمت الله از رسول الله مانده یادگار
کس ندیده سیدی چون سید صاحبقران ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۵ - دیگران جانند و جانان شمس دین
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۷ - گر گدائی کنی تو از سلطان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.