هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به موضوعات حیات جاودان، معرفت، عشق و وحدت وجود میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند آب حیات، خضر، ساقی مست و دریا، به بیان مفاهیم عمیق عرفانی میپردازد و بر این نکته تأکید دارد که همه چیز نشانهای از حق است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۶۸ - من به او زنده توئی زنده به جان
من به او زنده توئی زنده به جان
این چنین زنده نباشد آن چنان ۱
نوش کن آب حیات معرفت
تا چو خضر زنده مانی جاودان ۲
صورت و نقشی که آید در نظر
چو خیال اوست بر چشمش نشان ۳
ساقیم مست است و جام می به دست
در سرابستان جان عاشقان ۴
موج و دریا نزد ما هر دو یکیست
یک حقیقت در ظهور این و آن ۵
جملهٔ اشیاء نشان نام اوست
گرچه او را نیست خود نام و نشان ۶
گفتهٔ سید حیات جان ماست
لاجرم در جان ما باشد روان ۷
این چنین زنده نباشد آن چنان ۱
نوش کن آب حیات معرفت
تا چو خضر زنده مانی جاودان ۲
صورت و نقشی که آید در نظر
چو خیال اوست بر چشمش نشان ۳
ساقیم مست است و جام می به دست
در سرابستان جان عاشقان ۴
موج و دریا نزد ما هر دو یکیست
یک حقیقت در ظهور این و آن ۵
جملهٔ اشیاء نشان نام اوست
گرچه او را نیست خود نام و نشان ۶
گفتهٔ سید حیات جان ماست
لاجرم در جان ما باشد روان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۷ - گر گدائی کنی تو از سلطان
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۹ - سین انسان گر برافتد از میان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.