هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از نعمت الله ولی، بر اهمیت مستی معنوی و فنا در ذات الهی تأکید دارد. شاعر بیان میکند که تنها با رهایی از خود و پیوستن به حقیقت، میتوان به جاودانگی رسید و ارزش واقعی انسان به میزان شناخت او از خود و خداوند بستگی دارد. متن همچنین به سماع عارفان و جستجوی گنج درون اشاره دارد.
رده سنی:
18+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان اسلامی دارد. همچنین ممکن است برخی اصطلاحات و استعارهها برای نوجوانان قابل هضم نباشد.
غزل ۱۲۷۰ - مست بودی مست رفتی از جهان
مست بودی مست رفتی از جهان
مست باشی مست خیزی جاودان ۱
مست خیزد هر که او سرمست رفت
ور رود مخمور باشد همچنان ۲
هر چه ورزی دان که می ارزی همان
قیمتت باشد به قدر این و آن ۳
من نشان از بی نشانی یافتم
بی نشان شو تا بیابی این نشان ۴
تا میان او گرفتم در کنار
نیست غیری در کنار و در میان ۵
خیز دستی برفشان پائی بکوب
سر فدا کن در سماع عارفان ۶
نعمت الله گر همی خواهی بجو
همچو گنجی در دل صاحبدلان ۷
مست باشی مست خیزی جاودان ۱
مست خیزد هر که او سرمست رفت
ور رود مخمور باشد همچنان ۲
هر چه ورزی دان که می ارزی همان
قیمتت باشد به قدر این و آن ۳
من نشان از بی نشانی یافتم
بی نشان شو تا بیابی این نشان ۴
تا میان او گرفتم در کنار
نیست غیری در کنار و در میان ۵
خیز دستی برفشان پائی بکوب
سر فدا کن در سماع عارفان ۶
نعمت الله گر همی خواهی بجو
همچو گنجی در دل صاحبدلان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۹ - سین انسان گر برافتد از میان
گوهر بعدی:غزل ۱۲۷۱ - اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.