هوش مصنوعی:
این متن یک سروده عاشقانه است که در آن شاعر عشق و فداکاری خود را به معشوق بیان میکند. او معشوق را نور چشمان خود میداند و از عشق جاودان و فداکاری سخن میگوید. همچنین، شاعر به زیبایی و جلال معشوق اشاره کرده و خود را گدای او میخواند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل ۱۳۰۳ - بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو
بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو
سر سودائی عاشق فدای خاک پای تو ۱
دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد
به جان تو که جان من ندارد کس به جای تو ۲
ز خورشید جمال تو جهانی نور می یابد
تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو ۳
ندارم دستت از دامن اگر سر می رود در سر
کشم بار همه عالم برای که برای تو ۴
به عشقت گر شوم کشته حیات جاودان دارم
چه خوش باشد فنای من اگر یابم بقای تو ۵
خیالت نقش می بندم به هر صورت که بنماید
توئی نور دو چشم من که می بینم لقای تو ۶
محب نعمةاللهم کزو بوی تو می آید
ازآن دارم هوای او که او دارد هوای تو ۷
سر سودائی عاشق فدای خاک پای تو ۱
دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد
به جان تو که جان من ندارد کس به جای تو ۲
ز خورشید جمال تو جهانی نور می یابد
تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو ۳
ندارم دستت از دامن اگر سر می رود در سر
کشم بار همه عالم برای که برای تو ۴
به عشقت گر شوم کشته حیات جاودان دارم
چه خوش باشد فنای من اگر یابم بقای تو ۵
خیالت نقش می بندم به هر صورت که بنماید
توئی نور دو چشم من که می بینم لقای تو ۶
محب نعمةاللهم کزو بوی تو می آید
ازآن دارم هوای او که او دارد هوای تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰۲ - زهی چشمی که می بینیم دایم این لقای تو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰۴ - ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.