هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر خود را فدای معشوق می‌کند، خلوت دل را مختص او می‌داند و هوای معشوق را آرزوی همیشگی عمر خود می‌خواند. همچنین، از معشوق می‌خواهد که از او روی نگرداند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۳۰۷ - تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو

تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو
کنم جان عزیز خود فدای که فدای تو ۱

نوائی از تو می خواهم اگر انعام فرمائی
چه خوش باشد اگر یابد نوائی بینوای تو ۲

دلم خلوتسرای تست غیری درنمی گنجد
ندارم در همه عالم کسی دیگر به جای تو ۳

گذشتم از خودی بی شک برای دولت وصلت
به صدق دل شدم دائم برای تو برای تو ۴

اگر چه زاهد رعنا بهشت جاودان جوید
بهشت جاودان من در خلوتسرای تو ۵

هوای تست عمر من همیشه از خدا خواهم
چه خوش عمری که من دارم که هستم در هوای تو ۶

مشو بیگانه از سید که سید رند سرمست است
به جای خویش می دارش که باشد آشنای تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۰۶ - بیا ساقی بده جامی که جان من فدای تو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰۸ - ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.