هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از پریشانی و شیفتگی خود به معشوق میگوید و جان خود را نثار او میکند. او تأکید میکند که در هر حالتی، خیال معشوق را از یاد نمیبرد و بدون او پشیمان است. همچنین، شاعر از ایمان آوردن به کفر زلف معشوق سخن میگوید و خود را مداح و ثناخوان معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'کفر زلف' و 'رند خوشیجو' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۱۳۰۹ - ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو
ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو
محبان تو بسیارند از ایشانم به جان تو ۱
اگر لطفت کند رحمت مرا از خاک بردارد
نثار و پیشکش جان را بر افشانم به جان تو ۲
به هر حالی که می باشم نباشم بی خیال تو
وگر بی تو دمی بودم پشیمانم به جان تو ۳
دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد
کجا گنجد چو غیر تو نمی دانم به جان تو ۴
به کفر زلف تو ایمان من آوردم به جان و دل
سر موئی نمی گردم مسلمانم به جان تو ۵
اگر بلبل ثنای گل دو روزی در چمن گوید
منم مداح تو کز جان ثنا خوانم به جان تو ۶
اگر رند خوشی جوئی به میخانه گذاری کن
حریف نعمت الله شو که من آنم به جان تو ۷
محبان تو بسیارند از ایشانم به جان تو ۱
اگر لطفت کند رحمت مرا از خاک بردارد
نثار و پیشکش جان را بر افشانم به جان تو ۲
به هر حالی که می باشم نباشم بی خیال تو
وگر بی تو دمی بودم پشیمانم به جان تو ۳
دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد
کجا گنجد چو غیر تو نمی دانم به جان تو ۴
به کفر زلف تو ایمان من آوردم به جان و دل
سر موئی نمی گردم مسلمانم به جان تو ۵
اگر بلبل ثنای گل دو روزی در چمن گوید
منم مداح تو کز جان ثنا خوانم به جان تو ۶
اگر رند خوشی جوئی به میخانه گذاری کن
حریف نعمت الله شو که من آنم به جان تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰۸ - ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱۰ - در دیده توئی و دیده ام تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.