هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولوی، بر ضرورت فنا شدن در عشق الهی برای رسیدن به بقا تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که خودبینی را کنار بگذارد، خود را بشناسد و با فنا شدن در وجود الهی، به وصال برسد. او از مثالهایی مانند منصور حلاج، صدف و گوهر، و بلبل برای انتقال مفاهیم عرفانی استفاده میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیه و تحلیل، به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین، برخی از اشارات مانند «اناالحق» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۱۳۳۶ - بقا در عشق اگر خواهی فنا شو
بقا در عشق اگر خواهی فنا شو
حیات از وصل اگر جوئی چو ما شو ۱
مشو خودبین و خود را نیک دریاب
بدان خود را و دانای خدا شو ۲
اناالحق زن چو منصور از سر عشق
بر آ بر دار و در دارالبقا شو ۳
صدف دریاب و گوهر را طلب کن
در آ در بحر و با ما آشنا شو ۴
به سوی گلشن جانان گذر کن
بسان بلبل جان خوش نوا شو ۵
فابقوا بالبقاء قرب ربی
فافنوا از وجود خود فنا شو ۶
چو سید بندهٔ این شاه می باش
به باطن خواجه و ظاهر گدا شو ۷
حیات از وصل اگر جوئی چو ما شو ۱
مشو خودبین و خود را نیک دریاب
بدان خود را و دانای خدا شو ۲
اناالحق زن چو منصور از سر عشق
بر آ بر دار و در دارالبقا شو ۳
صدف دریاب و گوهر را طلب کن
در آ در بحر و با ما آشنا شو ۴
به سوی گلشن جانان گذر کن
بسان بلبل جان خوش نوا شو ۵
فابقوا بالبقاء قرب ربی
فافنوا از وجود خود فنا شو ۶
چو سید بندهٔ این شاه می باش
به باطن خواجه و ظاهر گدا شو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۵ - مستانه ز خویشتن فنا شو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۷ - درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.