هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از تجربه‌های روحانی و عرفانی خود سخن می‌گوید. او از رسیدن به یار و ظفر در عاقبت کار، مکافات دلبر بی‌کفو، و تأثیرات عرفانی و روحانی این تجربیات بر جهان و طبیعت صحبت می‌کند. شاعر همچنین به تأثیر خیالات خود بر خلق و جهان اشاره می‌کند و از زلزله‌ای در سپه جان و شعله‌های آتش در افق چرخ سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده عرفانی ممکن است برای خوانندگان جوان تر دشوار باشد.

غزل ۲۱۱۰ - بانگ برآمد ز خرابات من

بانگ بَرآمَد زِ خَراباتِ من
چَرخْ دوتا شُد زِ مُناجاتِ من ۱

عاقِبَةَ الْاَمْر ظَفَر دَررَسید
یار دَرآمَد به مُراعاتِ من ۲

یا رَب یا رَب که چه سان می‌کُند
دِلْبَرِ بی‌کُفوْ مُکافاتِ من ۳

طاعت و ایمان کُند آن کیمیا
غَفلَت و اِنْکار و جنایاتِ من ۴

قصر دَهَد از پِیِ تَقصیرِ من
زَلّه دَهَد از پِیِ زَلّاتِ من ۵

جوش نَهَد در دلِ دریا و کوه
از تَبِشِ روزِ مُلاقاتِ من ۶

گَر نَبُدی پَرده، خیالاتِ خَلْق
سوخته بودی زِ خیالاتِ من ۷

در سِپَهِ جانْ زَنَدی زَلزَله
طَبْل و عَلَم، نَعْره و هَیهاتِ من ۸

در اُفُقِ چَرخْ زدی شُعله‌ها
نیم شَبانْ آتشِ میقاتِ من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۰۹ - ای تو پناه همه روز محن
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱۱ - بانگ برآمد ز خرابات من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.