هوش مصنوعی: این متن به بیان رابطه‌ی عشق و عقل می‌پردازد و تضاد بین این دو را نشان می‌دهد. شاعر از اسرار عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که عقل توصیه به سکوت دارد، اما عشق به بیان مستانه دعوت می‌کند. همچنین، متن به وحدت و جدایی بین عاشق و معشوق، و درک متفاوت افراد از واقعیت اشاره دارد. در پایان، شاعر از غرق شدن در دریای بی‌پایان عشق و رابطه‌ی بین سید و بنده سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و استعاره‌های پیچیده‌ی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۳۶۵ - بود ما پیدا شده از بود او

بود ما پیدا شده از بود او
لاجرم داریم ما بودی نکو ۱

عقل می گوید مگو اسرار عشق
عشق می گوید سخن مستانه گو ۲

تا میانش در کنار آورده ایم
مو نمی گنجد میان ما و او ۳

دیدهٔ ما هر یکی بیند یکی
چشم احول گر یکی بیند به دو ۴

غرق دریائیم و گویا تشنه ایم
آب می جوئیم ما در بحر و جو ۵

خوش درین دریای بی پایان در آ
تا ببینی عین ما را سو به سو ۶

آینه داریم دایم در نظر
سید و بنده نشسته روبرو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۴ - این دوئی از چه خاست از من و تو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۶ - به وجود او یکی بود نه دو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.