هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از تاریکیهای درون خود و نور ملاقات با معشوق سخن میگوید. او از گناهان و خطاهای خود یاد میکند و آرزو میکند که به سوی آسمانها (سماوات) بازنگردد. در پایان، شاعر به معشوق خود، که مانند خورشید و شاه جان اوست، خطاب میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۱۲ - ظلمت شب پرتو ظلمات من
ظُلْمَتِ شبْ پَرتوِ ظُلْماتِ من
نورِ مَهْ از نورِ مُلاقاتِ من ۱
گوهرِ طاعت شُد ازان کیمیا
زَلَّت و اِنْکار و جنایاتِ من ۲
هست سَماوات در آن آرزو
تا نِگَرَد سویِ سَماواتِ من ۳
ای رُخِ خورشید سویِ بُرجِ من
ای شَهِ جان، شاهِدِ شَهْماتِ من ۴
نورِ مَهْ از نورِ مُلاقاتِ من ۱
گوهرِ طاعت شُد ازان کیمیا
زَلَّت و اِنْکار و جنایاتِ من ۲
هست سَماوات در آن آرزو
تا نِگَرَد سویِ سَماواتِ من ۳
ای رُخِ خورشید سویِ بُرجِ من
ای شَهِ جان، شاهِدِ شَهْماتِ من ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱۱ - بانگ برآمد ز خرابات من
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱۳ - ای تو چو خورشید و شه خاص من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.