هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق و مستی معنوی سخن میگوید. او از میخواهد تا مست شود و رموز عشق را بشنود. شاعر بیان میکند که بقای حقیقی از آنِ حق است و بقیه امور دنیوی بهانهای بیش نیستند. او عشقبازی را کار دل خود میداند و از جاودانگی عشق سخن میگوید. همچنین، به فنا شدن در عشق و یگانگی در دو جهان اشاره میکند. در پایان، از مطرب میخواهد تا نوایی عاشقانه بنوازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و مفاهیم انتزاعی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۹۸ - ساقی بده آن می شبانه
ساقی بده آن می شبانه
مستم کن ازین شرابخانه ۱
بشنو تو رموز عشقبازان
کان است نشان و این نشانه ۲
داریم بقای مطلق از حق
باقی همه کارها بهانه ۳
کار دل ماست عشقبازی
از دولت عشق جاودانه ۴
پروانهٔ جان ما روان سوخت
چون آتش عشق جاودانه ۵
گر میل کنار یار داری
جانست بیار در میانه ۶
از هستی خود چو نیست گشتی
در هر دو جهان توئی یگانه ۷
دامی است وجود آدم ای یار
مائیم شکار و روح دانه ۸
مطرب بنواز قول سید
وز نغمهٔ ساز عاشقانه ۹
مستم کن ازین شرابخانه ۱
بشنو تو رموز عشقبازان
کان است نشان و این نشانه ۲
داریم بقای مطلق از حق
باقی همه کارها بهانه ۳
کار دل ماست عشقبازی
از دولت عشق جاودانه ۴
پروانهٔ جان ما روان سوخت
چون آتش عشق جاودانه ۵
گر میل کنار یار داری
جانست بیار در میانه ۶
از هستی خود چو نیست گشتی
در هر دو جهان توئی یگانه ۷
دامی است وجود آدم ای یار
مائیم شکار و روح دانه ۸
مطرب بنواز قول سید
وز نغمهٔ ساز عاشقانه ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۹۷ - تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹۹ - می و جامیم و جان و جانانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.