هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلتنگی خود برای معشوق سخن میگوید. او از درد فراق و ناراحتیهای ناشی از دوری معشوق مینالد و از او میخواهد که به او توجه کند و دلش را تسکین دهد. شاعر از تغییرات روحی و جسمی خود در اثر این عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود و او را از این حال نجات دهد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۱۷ - پیش ترآ، ای صنم شنگ من
پیش تَرآ، ای صَنَمِ شَنگِ من
ای صَنَمِ هم دل و هم رَنگِ من ۱
شیوه گری بین که دِلَم تَنگ شُد
تا تو بِگوییش که دِلْتَنگِ من ۲
جنگ کُنم با دلِ خود چون عَوان
تا تو بگویی سَره سَرهنگِ من ۳
چند بِپُرسی که رُخَت زَرد چیست؟
از غَمِ تو ای بُتِ گُلْرنگِ من ۴
دوش به زُهره همه شب میرَسید
زاریِ این قالَبِ چون چَنگِ من ۵
جانِ مرا از تَنِ من بازخَر
تا بِرَهَد جانِ من از نَنگِ من ۶
ای شُده از لُطفِ لبِ لَعْلِ تو
صَیرفیِ زَر، دلِ چون سنگِ من ۷
صُلْح بِدِه جانِ مرا و مرا
کَزْ جِهَتِ توست همه جَنگِ من ۸
پایِ من از بادْ رَوان تَر شود
گَر تو بگویی که بیا، لَنْگِ من ۹
زان شُدهاَم بَسته آونگِ تو
کَزْ تو شود چون شِکَر آونگِ من ۱۰
ای تو زِ من فارغ و من زارْ زار
اَه چه شَوَم، چون کُنی آهنگِ من ۱۱
زَنگیِ غَم بر دَرِ شادیِّ روم
رومِ مرا بازخَر از زَنگِ من ۱۲
بیگَهی و دوریِ رَهْ باک نیست
نیم قَدَم شُد زِ تو فَرسنگِ من ۱۳
پیریِ من گشته بِهْ از کودکی
تازه شُده روی پُر آژَنگ من ۱۴
خامُش کُن، چون خَمُشان دَنگ باش
تات بگوید خَمُش و دَنگِ من ۱۵
ای صَنَمِ هم دل و هم رَنگِ من ۱
شیوه گری بین که دِلَم تَنگ شُد
تا تو بِگوییش که دِلْتَنگِ من ۲
جنگ کُنم با دلِ خود چون عَوان
تا تو بگویی سَره سَرهنگِ من ۳
چند بِپُرسی که رُخَت زَرد چیست؟
از غَمِ تو ای بُتِ گُلْرنگِ من ۴
دوش به زُهره همه شب میرَسید
زاریِ این قالَبِ چون چَنگِ من ۵
جانِ مرا از تَنِ من بازخَر
تا بِرَهَد جانِ من از نَنگِ من ۶
ای شُده از لُطفِ لبِ لَعْلِ تو
صَیرفیِ زَر، دلِ چون سنگِ من ۷
صُلْح بِدِه جانِ مرا و مرا
کَزْ جِهَتِ توست همه جَنگِ من ۸
پایِ من از بادْ رَوان تَر شود
گَر تو بگویی که بیا، لَنْگِ من ۹
زان شُدهاَم بَسته آونگِ تو
کَزْ تو شود چون شِکَر آونگِ من ۱۰
ای تو زِ من فارغ و من زارْ زار
اَه چه شَوَم، چون کُنی آهنگِ من ۱۱
زَنگیِ غَم بر دَرِ شادیِّ روم
رومِ مرا بازخَر از زَنگِ من ۱۲
بیگَهی و دوریِ رَهْ باک نیست
نیم قَدَم شُد زِ تو فَرسنگِ من ۱۳
پیریِ من گشته بِهْ از کودکی
تازه شُده روی پُر آژَنگ من ۱۴
خامُش کُن، چون خَمُشان دَنگ باش
تات بگوید خَمُش و دَنگِ من ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۹۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱۶ - آمدهیی بیگه، خامش مشین
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱۸ - می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.