هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و وفاداری به شاه و خداوند است. شاعر از دیدار با شاه درون پرده سخن میگوید و دیگر نیازی به رفتن به خرگاه نمیبیند. او خود را خاک محقری در راه شاه میداند و تمام داراییهای خود را از آنِ شاه و خدا میشمرد. متن همچنین به نعمتهای الهی و سلطنت دو جهان اشاره دارد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۳۷ - هر بنده که سوی شه برد راه
هر بنده که سوی شه برد راه
هم شاد بود به دولت شاه ۱
ما شاه درون پرده دیدیم
دیگر نرویم سوی خرگاه ۲
ای شاه تو قرص آفتابی
ما خاک محقریم در راه ۳
تو جان طلبی و ما نخواهیم
هستیم در این سخن به اکراه ۴
ما زان تو ایم هر چه داریم
العبد و ماله لمولاه ۵
هست از نظر تو ناظر حق
سلطان دو کون نعمت الله ۶
هم شاد بود به دولت شاه ۱
ما شاه درون پرده دیدیم
دیگر نرویم سوی خرگاه ۲
ای شاه تو قرص آفتابی
ما خاک محقریم در راه ۳
تو جان طلبی و ما نخواهیم
هستیم در این سخن به اکراه ۴
ما زان تو ایم هر چه داریم
العبد و ماله لمولاه ۵
هست از نظر تو ناظر حق
سلطان دو کون نعمت الله ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳۶ - به خدا تا ز خود شدم آگاه
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳۸ - راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.