هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه از نگاه شاعر به عشق الهی و جذابیت‌های معشوق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند نور، دریا، و آینه، به توصیف رابطه‌ی عاشق و معشوق می‌پردازد و تأکید می‌کند که حقیقت را تنها با نگاه درست می‌توان دید. او همچنین از پریشانی دل و سودای معشوق سخن می‌گوید و در نهایت، بر وحدت وجود و دیدن معشوق در همه‌چیز تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند وحدت وجود و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۴۶۰ - به چشم مست ما نگر که نور روی او بینی

به چشم مست ما نگر که نور روی او بینی
همه عالم به نور او اگر بینی نکو بینی ۱

خیالی نقش می بندی که این جان است و آن جانان
بود این رشته یک تو و لیکن تو دو تو بینی ۲

در آ با ما درین دریا و با ما یکدمی بنشین
که آبروی ما یابی و دریا سو به سو بینی ۳

ز سودای سر زلفش پریشانست حال دل
اگر زلفش به دست آری پریشان مو به مو بینی ۴

بیا آئینه ها بستان و روی خود در آن بنما
که محبوب محبت خود نشسته روبرو بینی ۵

مرا گوئی که غیر او توان دیدن معاذالله
چو غیرش نیست در عالم بگو چون غیر او بینی ۶

به جان سید رندان که من او را به او دیدم
اگر چشمت بود روشن تو هم او را به او بینی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۹ - نیک سیاح جهان گردیده ای
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶۱ - ای که می گوئی که هستم از منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.