هوش مصنوعی: این شعر از نعمتالله جو بیانگر دلبستگی انسان به دنیای فانی و غفلت از حقیقت و معنویت است. شاعر با اشاره به داستان یوسف و پیراهن او، به انسان هشدار میدهد که از حرص و طمع دنیوی دوری کند و به جای آن، به عشق و معنویت روی آورد. همچنین، شعر به موضوعات فنا، عرفان و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی مانند داستان یوسف نیاز به پیشزمینه فرهنگی و مذهبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.

غزل ۱۴۷۱ - در هوای دنیای دون دنی

در هوای دنیای دون دنی
روز و شب جانی به غصه می کنی ۱

بی خبر از یوسف مصری چرا
در خیال مژده پیراهنی ۲

ریسمان حرص دنیائی مدام
گرد خود چون عنکبوتی می تنی ۳

گر تموز خان میری عاقبت
موم گردی فی المثل گر آهنی ۴

خوش نشینی بر سر تاج شهان
گر به خاک راه خود را افکنی ۵

حی قیومی و فارغ از هلاک
در خرابات فنا گر ساکنی ۶

هر که را بگذار و جام می بنوش
نعمت الله جو اگر یار منی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۰ - همه عین همند تا دانی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷۲ - ما آن تو ایم ، آن تو دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.