هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و عاشقانه است که بر اهمیت عشق و فداکاری در راه معشوق تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند سپردن دل به دلبر، بخشیدن جان به جانان، و رسیدن به سروری از طریق عشق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به لذتهای زودگذر دنیوی و اهمیت شناخت خود و رسیدن به حقیقت وجودی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق یا نگاه انتقادی به دنیا نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۹۷ - گر به دلبر دل سپاری دل بری
گر به دلبر دل سپاری دل بری
جان به جانان ده که تا جان پروری ۱
دست بگشا دامن دلبر بگیر
سر به پایش نه که یابی سروری ۲
جام می می خور غم عالم مخور
تا که از عمر عزیزت برخوری ۳
عین مطلوبی و از خود بی خبر
طالب نقش و خیال دیگری ۴
جنت المأوای دل صاحبدل است
خوش در آ گر ره به جنت می بری ۵
عشق از معشوق می آرد خبر
نزد عاشق از ره پیغمبری ۶
نعمت الله یادگار سید است
یافته بر جمله رندان مهتری ۷
جان به جانان ده که تا جان پروری ۱
دست بگشا دامن دلبر بگیر
سر به پایش نه که یابی سروری ۲
جام می می خور غم عالم مخور
تا که از عمر عزیزت برخوری ۳
عین مطلوبی و از خود بی خبر
طالب نقش و خیال دیگری ۴
جنت المأوای دل صاحبدل است
خوش در آ گر ره به جنت می بری ۵
عشق از معشوق می آرد خبر
نزد عاشق از ره پیغمبری ۶
نعمت الله یادگار سید است
یافته بر جمله رندان مهتری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۶ - زر به باران ده که تا جان را بری
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۸ - دل به دلبر گر سپاری دل بری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.