هوش مصنوعی: شاعر از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید و خود را بندهٔ معتبر سید خرابات معرفی می‌کند. او از آتش درون و بی‌خبری از جهان می‌گوید و بهشت و حور را در برابر عشق ناچیز می‌شمارد.
رده سنی: 18+ متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، اشاره به مستی و رندی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۱۵۰۱ - گذری کن به سوی ما گذری

گذری کن به سوی ما گذری
نظری کن به حال ما نظری ۱

بر در می فروش معتکفیم
خوش مقامی شریف و نیک دری ۲

لیس فی الدار غیره دیار
نیست جز وی در این سرا دگری ۳

آتشی در دل است و جان سوزد
دم گرمم کند از او اثری ۴

رند مستیم و بی خبر ز جهان
که رساند به بی خبر خبری ۵

با من از حور و از بهشت مگو
چه کنم بوستان مختصری ۶

بندهٔ سید خراباتیم
شدم از بندگیش معتبری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۰ - جان چه باشد گر نباشد عاشق جان پروری
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۲ - جز خیال تو درین دیده نگنجد دگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.