هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از مخاطب می‌خواهد از تعلقات دنیوی بگذرد و به عشق و معنویت روی آورد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از هوای نفسانی دوری کند، به جمع اهل دل بپیوندد و با فنا در عشق، بقای جاودان بیابد. همچنین، تأکید بر ترک خیالات بیهوده و پیوستن به دریای معرفت دارد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا در عشق و ترک تعلقات دنیوی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.

غزل ۱۵۰۵ - ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داری

ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داری
هوای خویشتن بگذر اگر ما را هوا داری ۱

مرو دور ای عزیز من بیا نزدیک ما بنشین
چرا بیگانه می گردی نشان آشنا داری ۲

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
از این مجلس گریزانی بگو عزم کجا داری ۳

برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری
ندارم راحتی از تو مرا زحمت چرا داری ۴

فدا کن جان اگر خواهی که عمر جاودان یابی
فنا شو از وجود خود اگر عشق بقا داری ۵

ز خلوتخانهٔ دیده خیال غیر بیرون کن
بگو ای نور چشم من به جای او که را داری ۶

سبوی خود چو بشکستی به بحر ما چو پیوستی
بشو غواص این دریا که دُری پربها داری ۷

ندیم بزم سید باش اگر فردوس می جوئی
حریف نعمت الله شو اگر نور خدا داری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۴ - مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیری
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۶ - جام ساقی پر مئی آری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.