هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت عشق و فنا در راه عاشقی تأکید دارد. شاعر از رهایی از خود و فدا کردن جان در راه عشق سخن میگوید و توصیه میکند که با رندان نشست و مستانه زندگی کردن را پیشه کنی تا به حقیقت برسی. همچنین، اشارهای به لطف خداوند و رسیدن به مقام سلطانی معنوی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مستی و رندان ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند فنا و عشق الهی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۵۵۱ - تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی
تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی
جان فدای عشق جانان کن که تا جانان شوی ۱
در خرابات مغان مستانه خود را در فکن
پند رندان بشنو و می نوش می تا آن شوی ۲
گر گدای حضرت سلطان من باشی چو من
لطف او بنوازدت ای شاه من سلطان شوی ۳
آفتاب حسن او مجموع عالم را گرفت
غیر او پیدا نبینی گر ز خود پنهان شوی ۴
گر برآئی بر سر دار فنا منصور وار
حاکم ملک بقا و میر سرمستان شوی ۵
زاهد مخمور را بگذار و با رندان نشین
تا حریف مجلس رندان و سرمستان شوی ۶
جز طریق نعمت الله در جهان راهی مرو
ور روی راه دگر می دان که سرگردان شوی ۷
جان فدای عشق جانان کن که تا جانان شوی ۱
در خرابات مغان مستانه خود را در فکن
پند رندان بشنو و می نوش می تا آن شوی ۲
گر گدای حضرت سلطان من باشی چو من
لطف او بنوازدت ای شاه من سلطان شوی ۳
آفتاب حسن او مجموع عالم را گرفت
غیر او پیدا نبینی گر ز خود پنهان شوی ۴
گر برآئی بر سر دار فنا منصور وار
حاکم ملک بقا و میر سرمستان شوی ۵
زاهد مخمور را بگذار و با رندان نشین
تا حریف مجلس رندان و سرمستان شوی ۶
جز طریق نعمت الله در جهان راهی مرو
ور روی راه دگر می دان که سرگردان شوی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵۰ - ترک مستم می پرستم یللی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵۲ - تن فداکن تا همه تن جان شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.