هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد که از زیباییها و خاطرات شیرین گذشته بگوید و از غم و اندوه دوری کند. شاعر به معشوق توصیه میکند که از عشق و زیباییهای طبیعت و خاطرات خوش بگوید و از دنیای فریبنده و ناامیدیها فاصله بگیرد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۱۸۷ - گران جانی مکن ای یار برگو
گِرانْ جانی مَکُن ای یار بَرگو
ازان زُلف و ازان رُخسار بَرگو ۱
زِباغِ جانْ دو سه گُل دسته بَربَند
حِکایَتهایِ آن گُلْزار بَرگو ۲
زِحُسنَش گفتنی بسیار داری
مَلولی گوشه نِهْ بسیار بَرگو ۳
زِیادِ دوستْ شیرین تَر چه کار است؟
هَلا مَنْشین چُنین بیکار بَرگو ۴
چه گفتی دی که جوشیدهست خونم؟
بیا امروز دیگربار بَرگو ۵
زِ یادِ عالَمِ غَدّار بُگْذر
زِلُطفِ عالِمُ الْاَسْرار بَرگو ۶
زِلافِ فِتْنهٔ تاتار کم کُن
زِنافِ آهویِ تاتار بَرگو ۷
زِعشقِ حُسنِ شَمسِ الدّینِ تبریز
میانِ عاشقانْ آثار بَرگو ۸
ازان زُلف و ازان رُخسار بَرگو ۱
زِباغِ جانْ دو سه گُل دسته بَربَند
حِکایَتهایِ آن گُلْزار بَرگو ۲
زِحُسنَش گفتنی بسیار داری
مَلولی گوشه نِهْ بسیار بَرگو ۳
زِیادِ دوستْ شیرین تَر چه کار است؟
هَلا مَنْشین چُنین بیکار بَرگو ۴
چه گفتی دی که جوشیدهست خونم؟
بیا امروز دیگربار بَرگو ۵
زِ یادِ عالَمِ غَدّار بُگْذر
زِلُطفِ عالِمُ الْاَسْرار بَرگو ۶
زِلافِ فِتْنهٔ تاتار کم کُن
زِنافِ آهویِ تاتار بَرگو ۷
زِعشقِ حُسنِ شَمسِ الدّینِ تبریز
میانِ عاشقانْ آثار بَرگو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۸۶ - خداوندا چو تو صاحب قران کو؟
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸۸ - درین رقص و درین های و درین هو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.