هوش مصنوعی:
این متن شعری از سنایی است که به موضوع عشق، درد عاشقی، و جستجوی معنوی میپردازد. شاعر از نیاز به درد عشق، تحمل سختیها، و جستجوی حقیقت در میان مشکلات سخن میگوید. او به مفاهیمی مانند گذر زمان، برتری معنوی، و تلاش برای رسیدن به حقیقت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۱۹۹ - ای سنایی عاشقان را درد باید، درد کو؟
ای سَنایی عاشقان را دَرد باید، دَرد کو؟
بارِ جورِ نیکُوان را مَرد باید، مَرد کو؟ ۱
بارِ جورِ نیکُوان از دیّ و فردا بَرتَر است
وانِما جانِ کسی از دیّ و فردا فرد کو؟ ۲
وَرْ خیال آید تو را کَزْ دیّ و فردا بَرتَری
بَرتَری را کار و بار و مُلْک و بَردابَرد کو؟ ۳
در میانِ هفت دریا، دامَنِ تو خُشک کو؟
در میانِ هفت دوزخ، عُنصرِ تو سرد کو؟ ۴
این نداری خود، وَلیکِن گَر تو این را طالبی
آهِ سرد و اشکِ گرم و چهرههایِ زَرد کو؟ ۵
هر نَفَس بویِ دل آید از صِراطَ الْمُسْتَقیم
تا نگویی عشقِ رَه رو را که راه آوَرْد کو؟ ۶
گَرد ازان دریا بَرآمَد، گَردْ جسمِ اولیاست
تا نگویی قومِ موسی را دَرین یَم گَرد کو؟ ۷
بارِ جورِ نیکُوان را مَرد باید، مَرد کو؟ ۱
بارِ جورِ نیکُوان از دیّ و فردا بَرتَر است
وانِما جانِ کسی از دیّ و فردا فرد کو؟ ۲
وَرْ خیال آید تو را کَزْ دیّ و فردا بَرتَری
بَرتَری را کار و بار و مُلْک و بَردابَرد کو؟ ۳
در میانِ هفت دریا، دامَنِ تو خُشک کو؟
در میانِ هفت دوزخ، عُنصرِ تو سرد کو؟ ۴
این نداری خود، وَلیکِن گَر تو این را طالبی
آهِ سرد و اشکِ گرم و چهرههایِ زَرد کو؟ ۵
هر نَفَس بویِ دل آید از صِراطَ الْمُسْتَقیم
تا نگویی عشقِ رَه رو را که راه آوَرْد کو؟ ۶
گَرد ازان دریا بَرآمَد، گَردْ جسمِ اولیاست
تا نگویی قومِ موسی را دَرین یَم گَرد کو؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۹۸ - جمله خشم از کبر خیزد، از تکبر پاک شو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰۰ - ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.