هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به جستجوی معنا و حقیقت در عالم هستی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، جان، خاکساری، و جستجوی حقیقت سخن میگوید و به دنبال یافتن پاسخهایی برای سوالات عمیق فلسفی و عرفانی است. او از مفاهیمی مانند خمر، سماع، و عشق به عنوان نمادهایی برای رسیدن به حقیقت استفاده میکند.
رده سنی:
18+
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۰۳ - جسم و جان با خود نخواهم، خانهٔ خمار کو؟
جسم و جان با خود نخواهم، خانهٔ خَمّار کو؟
لایِقِ این کُفرِ نادر در جهانْ زُنّار کو؟ ۱
هر زمان چون مَست گردد از نَسیمِ خَمرْ جان
تا دَرِ خُم خانه میتازد، وَلیکِن بار کو؟ ۲
سویِ بیگوشی سَماعِ چَنگ میآید، وَلیک
چَنگِ جانان است آن را چوب یا اَوْتار کو؟ ۳
چون که او بیتَن شود، پس خِلْعَتِ جان آورند
کَنْدَرو دَستان حایِکْ یا که پود و تار کو؟ ۴
کِبْرِ عاشق بویْ کُن، کان خود به مَعنی خاکییی است
در چُنان دریا تکَبُّر یا که ننگ و عار کو؟ ۵
چون مَشامَت بَرگُشایَد، آیَدَت از غارِ عشق
طُرفه بویی، پس دَوی هر سو که آخِر غار کو؟ ۶
رنگِ بیرنگیست از رُخسارِ عاشق آن صَفا
آن وَفا و آن صَفا و لُطفِ خوش رُخسار کو؟ ۷
آمَدَت مُژده زِ عُمرِ سَرمَدی، پس حَمْد کو؟
کَنْدَران عُمرَت غَمِ امسال و یادِ پار کو؟ ۸
صُحبَتِ اَبْرار و هم اَشْرار کان جا زَحمَت است
در حَریمِ سایهٔ آن مِهتَرِ اَخْیار کو؟ ۹
شَمسِ حَقّ و دین، خداوندِ صَفاهایِ اَبَد
در شُعاعِ آفتابش، ذَرهیی هُشیار کو؟ ۱۰
لایِقِ این کُفرِ نادر در جهانْ زُنّار کو؟ ۱
هر زمان چون مَست گردد از نَسیمِ خَمرْ جان
تا دَرِ خُم خانه میتازد، وَلیکِن بار کو؟ ۲
سویِ بیگوشی سَماعِ چَنگ میآید، وَلیک
چَنگِ جانان است آن را چوب یا اَوْتار کو؟ ۳
چون که او بیتَن شود، پس خِلْعَتِ جان آورند
کَنْدَرو دَستان حایِکْ یا که پود و تار کو؟ ۴
کِبْرِ عاشق بویْ کُن، کان خود به مَعنی خاکییی است
در چُنان دریا تکَبُّر یا که ننگ و عار کو؟ ۵
چون مَشامَت بَرگُشایَد، آیَدَت از غارِ عشق
طُرفه بویی، پس دَوی هر سو که آخِر غار کو؟ ۶
رنگِ بیرنگیست از رُخسارِ عاشق آن صَفا
آن وَفا و آن صَفا و لُطفِ خوش رُخسار کو؟ ۷
آمَدَت مُژده زِ عُمرِ سَرمَدی، پس حَمْد کو؟
کَنْدَران عُمرَت غَمِ امسال و یادِ پار کو؟ ۸
صُحبَتِ اَبْرار و هم اَشْرار کان جا زَحمَت است
در حَریمِ سایهٔ آن مِهتَرِ اَخْیار کو؟ ۹
شَمسِ حَقّ و دین، خداوندِ صَفاهایِ اَبَد
در شُعاعِ آفتابش، ذَرهیی هُشیار کو؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۰۲ - ای جهان برهم زده سودای تو، سودای تو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰۴ - عاشقی بر من؟ پریشانت کنم، نیکو شنو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.