هوش مصنوعی:
این متن به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی درباره عشق، هستی و درک حقیقت میپردازد. شاعر از شرری که از دل برمیخیزد و آتشی که میسوزاند و زنده میکند سخن میگوید. او به این اشاره میکند که عشاق با چشم دل میبینند و حقیقت را درک میکنند. همچنین، متن به محدودیتهای مادی و معنوی انسان و گذرایی زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۱۱ - ز من و تو شرری زاد، درین دل ز چنان رو
زِ من و تو شَرری زاد، دَرین دلْ زِ چُنان رو
که خَطا بود ازین رو و صَواب است ازان رو ۱
زِهَمان رو که زد آتش، زِهَمان رو کُشَد آتش
زهَمان روی که مُردم، کُنَدَم زنده هَمان رو ۲
همه عُشّاق که مَستند زِچه رو دیده بِبَستند؟
که بدانند که بیچَشمْ تَوان دید به جان رو ۳
نَبُوَد رویْ ازین سو، همه پُشت است ازین سو
که نگُنجید دَرین حَدّ و نه در جان و مکان رو ۴
به یکی لحظه چَریدند، همه جانها و پَریدند
که نباید که زِ نُقصان شود از چَشمْ نهان رو ۵
که خَطا بود ازین رو و صَواب است ازان رو ۱
زِهَمان رو که زد آتش، زِهَمان رو کُشَد آتش
زهَمان روی که مُردم، کُنَدَم زنده هَمان رو ۲
همه عُشّاق که مَستند زِچه رو دیده بِبَستند؟
که بدانند که بیچَشمْ تَوان دید به جان رو ۳
نَبُوَد رویْ ازین سو، همه پُشت است ازین سو
که نگُنجید دَرین حَدّ و نه در جان و مکان رو ۴
به یکی لحظه چَریدند، همه جانها و پَریدند
که نباید که زِ نُقصان شود از چَشمْ نهان رو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۰ - طرب اندر طرب است او، که در عقل شکست او
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۲ - تو بمال گوش بربط، که عظیم کاهل است او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.