هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به موضوعاتی مانند عشق الهی، رهایی از دنیای مادی، و زندگی پس از مرگ میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق به عنوان دریای حیات، رهایی روح از قید تن، و زندگی جاویدان در بهشت سخن میگوید. همچنین، به داستانهای مذهبی مانند موسی، جرجیس، و اسحاق اشاره میکند تا مفاهیم عرفانی را تقویت کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و زندگی پس از مرگ نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.
غزل ۲۲۱۳ - خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
خُنُک آن جان که رَوَد مَست و خُرامان بَرِ او
بِرَهَد از خَرِ تَن در سَفَرِ مَصدرِ او ۱
خَلْعِ نَعْلین کُند وَزْ خود و دنیا بِجَهَد
هَمچو موسی قَدَمِ صِدق زَنَد بر دَرِ او ۲
همچو جِرجیس شود کُشتهٔ عشقَش صد بار
یا چو اسحاق شود بِسْمِل از آن خَنجَرِ او ۳
سَرِ دیگر رَسَدَش جُز سَرِ پُر دَرد و صُداع
مَغْفِرَت بِنْهَد بر فَرقِ سَرَش مِغْفَرِ او ۴
کَیْلهٔ رِزْقَش اگر دَرشِکَند میکائیل
عِوَضَش گاه بُوَد خُلْد و گَهی کوثرِ او ۵
پدر و مادر و خویشانْ چو به خاکَش بِنَهَند
شود او ماهی و دریا پدر و مادرِ او ۶
عشقْ دریایِ حَیات است که او را تَکْ نیست
عُمرِ جاوید بُوَد موهِبَتِ کمترِ او ۷
می رَوَد شَمس و قَمَر هر شب در گورِ غروب
می دَهَدْشان فَرِ نو، شَعْشَعهٔ گوهرِ او ۸
مَلَکُ الْموت به صد ناز سِتانَد جانی
که بُوَد باخَبَر و دیده وَرْ از مَحْشَرِ او ۹
تَنِ ما خُفته دَران خاک به چَشمِ عامه
روحْ چون سَروِ رَوان در چَمَنِ اَخْضَرِ او ۱۰
نه به ظاهر تَنِ ما مَعْدنِ خون و خِلط است؟
هیچ جان را سَقَمی هست ازین مَقْذَرِ او؟ ۱۱
در چُنین مَزبَله جان را دو هزاران باغ است
پس چرا تَرسَد جان از لَحَد و مَقْبَرِ او؟ ۱۲
آن کِه خون را چو میِ نابْ غذایِ جان کرد
بِنِگَر در تَنِ پُر نور و رُخِ اَحْمَرِ او ۱۳
هَله دِلْدار بِخوان باقیِ این بر مُنْکِر
تا دو صد چَشمه رَوان گردد از مَرمَرِ او ۱۴
بِرَهَد از خَرِ تَن در سَفَرِ مَصدرِ او ۱
خَلْعِ نَعْلین کُند وَزْ خود و دنیا بِجَهَد
هَمچو موسی قَدَمِ صِدق زَنَد بر دَرِ او ۲
همچو جِرجیس شود کُشتهٔ عشقَش صد بار
یا چو اسحاق شود بِسْمِل از آن خَنجَرِ او ۳
سَرِ دیگر رَسَدَش جُز سَرِ پُر دَرد و صُداع
مَغْفِرَت بِنْهَد بر فَرقِ سَرَش مِغْفَرِ او ۴
کَیْلهٔ رِزْقَش اگر دَرشِکَند میکائیل
عِوَضَش گاه بُوَد خُلْد و گَهی کوثرِ او ۵
پدر و مادر و خویشانْ چو به خاکَش بِنَهَند
شود او ماهی و دریا پدر و مادرِ او ۶
عشقْ دریایِ حَیات است که او را تَکْ نیست
عُمرِ جاوید بُوَد موهِبَتِ کمترِ او ۷
می رَوَد شَمس و قَمَر هر شب در گورِ غروب
می دَهَدْشان فَرِ نو، شَعْشَعهٔ گوهرِ او ۸
مَلَکُ الْموت به صد ناز سِتانَد جانی
که بُوَد باخَبَر و دیده وَرْ از مَحْشَرِ او ۹
تَنِ ما خُفته دَران خاک به چَشمِ عامه
روحْ چون سَروِ رَوان در چَمَنِ اَخْضَرِ او ۱۰
نه به ظاهر تَنِ ما مَعْدنِ خون و خِلط است؟
هیچ جان را سَقَمی هست ازین مَقْذَرِ او؟ ۱۱
در چُنین مَزبَله جان را دو هزاران باغ است
پس چرا تَرسَد جان از لَحَد و مَقْبَرِ او؟ ۱۲
آن کِه خون را چو میِ نابْ غذایِ جان کرد
بِنِگَر در تَنِ پُر نور و رُخِ اَحْمَرِ او ۱۳
هَله دِلْدار بِخوان باقیِ این بر مُنْکِر
تا دو صد چَشمه رَوان گردد از مَرمَرِ او ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۲ - تو بمال گوش بربط، که عظیم کاهل است او
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۴ - خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.