خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و وحدت بین دو نفر سخن می‌گوید که در کنار هم، در طبیعت و در لحظات زیبا، به یکدیگر می‌پیوندند و از خرافات و پریشانی‌ها دور می‌شوند. شاعر از وحدت روحی و عاطفی بین خود و معشوق صحبت می‌کند و این وحدت را در طبیعت و حتی در بهشت ابدی نیز ادامه‌دار می‌داند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۱۴ - خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو

خُنُک آن دَم که نِشینیم در ایوانْ من و تو
به دو نَقْش و به دو صورت به یکی جانْ من و تو ۱

دادِ باغ و دَمِ مُرغان بِدَهَد آبِ حَیات
آن زمانی که دَرآییم به بُستانْ من و تو ۲

اَخْتَرانِ فَلَک آیند به نَظّارهٔ ما
مَهِ خود را بِنِماییم بدیشانْ من و تو ۳

من و تو بی‌من و تو جمع شویم از سَرِ ذوق
خوش و فارغ زِ خُرافاتِ پَریشانْ من و تو ۴

طوطیانِ فَلَکی جُمله شِکَرخوار شوند
در مَقامی که بِخَندیم بدان سانْ من و تو ۵

این عَجَب‌تر که من و تو به یکی کُنجْ این جا
هم دَرین دَمْ به عِراقیم و خُراسانْ من و تو ۶

به یکی نَقْشْ بَرین خاک و بَران نَقْشِ دِگَر
در بهشتِ اَبَدیّ و شِکَرستانْ من و تو ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۳ - خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۵ - گر رود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.