هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق الهی و تأثیر آن بر جهان میپردازد. شاعر با اشاره به داستانهای مذهبی و اساطیری، مانند موسی و خلیل، نشان میدهد که چگونه ظهور جمال الهی باعث تحول در عالم میشود. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند وحدت وجود، عشق مجازی و حقیقی، و اسرار الهی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و عرفان اسلامی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
وله ایضاً
تا از سر زلف تو یکی تار برآمد
صد فتنه عیان شد ۱
صد شور ز اسلام و ز کفار برآمد
غوغا به جهان شد ۲
بر خاک زمین چون که یکی جرعه فشاندند
از بادهٔ بی چون ۳
از خاک زمین آن بت عیار برآمد
سر خیل بتان شد ۴
مسجود ملایک شد و لشکرکش ارواح
زان روح مقدس ۵
شیطان ز حسد بر سر انکار برآمد
مردود زمان شد ۶
تا از ید بیضا بنمودی سر انگشت
مه جامه بدرید ۷
ترسا ز چلیپا و ز زُنار برآمد
در دین امان شد ۸
یک غمزه نمودی به خلیل از تو در افتاد
اندر دل آتش ۹
گلزار بهشت از جگر نار برآمد
آتش چو جنان شد ۱۰
تا مهر جمال رخ خوب تو تجلی
کرد از پس پرده ۱۱
موسی ز پی دیدن دیدار برآمد
بر طور روان شد ۱۲
اسرار حقیقت نتوان گفت به اغیار
کو چون به جهان شد ۱۳
کز سرّ سرا پردهٔ اسرار برآمد
دل برد و نهان شد ۱۴
اجزای ذرایر نبود ذرهٔ خالی
از پرتو آن نور ۱۵
هر ذره کز آن پرتو انوار برآمد
خورشید عیان شد ۱۶
سید ز کف ساقی وحدت چو بنوشید
جامی ز محبت ۱۷
سر مست می عشق به بازار برآمد
در عین عیان شد ۱۸
صد فتنه عیان شد ۱
صد شور ز اسلام و ز کفار برآمد
غوغا به جهان شد ۲
بر خاک زمین چون که یکی جرعه فشاندند
از بادهٔ بی چون ۳
از خاک زمین آن بت عیار برآمد
سر خیل بتان شد ۴
مسجود ملایک شد و لشکرکش ارواح
زان روح مقدس ۵
شیطان ز حسد بر سر انکار برآمد
مردود زمان شد ۶
تا از ید بیضا بنمودی سر انگشت
مه جامه بدرید ۷
ترسا ز چلیپا و ز زُنار برآمد
در دین امان شد ۸
یک غمزه نمودی به خلیل از تو در افتاد
اندر دل آتش ۹
گلزار بهشت از جگر نار برآمد
آتش چو جنان شد ۱۰
تا مهر جمال رخ خوب تو تجلی
کرد از پس پرده ۱۱
موسی ز پی دیدن دیدار برآمد
بر طور روان شد ۱۲
اسرار حقیقت نتوان گفت به اغیار
کو چون به جهان شد ۱۳
کز سرّ سرا پردهٔ اسرار برآمد
دل برد و نهان شد ۱۴
اجزای ذرایر نبود ذرهٔ خالی
از پرتو آن نور ۱۵
هر ذره کز آن پرتو انوار برآمد
خورشید عیان شد ۱۶
سید ز کف ساقی وحدت چو بنوشید
جامی ز محبت ۱۷
سر مست می عشق به بازار برآمد
در عین عیان شد ۱۸
قالب: مستزاد
تعداد ابیات: ۱۸
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:و من کلامه
بعدی:مفردات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.