هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که وجود معشوق باعث روشنی چشم و عقل او شده است. او از عشق بیحد و مرز خود به معشوق میگوید و منتظر دریافت پیامی از جانب معشوق است که جان او را طلب کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۲۲۹ - ای غذای جان مستم نام تو
ای غذایِ جانِ مَستَمْ نامِ تو
چَشم و عقلَم روشن از اَیّامِ تو ۱
شش جِهَت از رویِ من شُد هَمچو زَر
تا بِدیدم سیمِ هفت اَنْدامِ تو ۲
گفته بودی کَزْ تواَم بِگْرفت دل
من نخواهم در جهان جُز کامِ تو ۳
مُنتَظر بِنْشَستهام تا دَررَسَد
از پِیِ جان خواستنْ پیغامِ تو ۴
چَشم و عقلَم روشن از اَیّامِ تو ۱
شش جِهَت از رویِ من شُد هَمچو زَر
تا بِدیدم سیمِ هفت اَنْدامِ تو ۲
گفته بودی کَزْ تواَم بِگْرفت دل
من نخواهم در جهان جُز کامِ تو ۳
مُنتَظر بِنْشَستهام تا دَررَسَد
از پِیِ جان خواستنْ پیغامِ تو ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲۸ - جان ما را هر نفس، بستان نو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳۰ - صوفیانیم آمده در کوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.