هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و عشق نافرجام خود میگوید. او از گریههای بیامان، شوق دیدار معشوق، و تأثیر عمیق این عشق بر روح و جان خود سخن میگوید. اشعار پر از احساسات شدید، تصاویر شاعرانه و مضامین عرفانی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق نافرجام و اندوه شدید ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۵۳۷ - ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
که محجوبست و می سازد هلاکم انفعال او ۱
ز شرح شوقم آتش در پر روح الامین افتد
اگر غمنامهٔ هجر تو بربندم به بال او ۲
نمیرم زود، غمگین است پیش از مردن یاران
کند آغاز شیون تا شود رفع ملال او ۳
پس از مردن گره شد در گلویم گریه، چون دیدم
که جان رو در قفا می رفت از شوق جمال او ۴
بر آرم در لحد آهی که آتش در ملک گیرد
اگر باشد به جز اسرار عشق از من سوال او ۵
چو مست آمد برون عرفی، چه گویم اهل تقوی را
چه سان زد مشعله بر خاک عصمت رنگ آل او ۶
که محجوبست و می سازد هلاکم انفعال او ۱
ز شرح شوقم آتش در پر روح الامین افتد
اگر غمنامهٔ هجر تو بربندم به بال او ۲
نمیرم زود، غمگین است پیش از مردن یاران
کند آغاز شیون تا شود رفع ملال او ۳
پس از مردن گره شد در گلویم گریه، چون دیدم
که جان رو در قفا می رفت از شوق جمال او ۴
بر آرم در لحد آهی که آتش در ملک گیرد
اگر باشد به جز اسرار عشق از من سوال او ۵
چو مست آمد برون عرفی، چه گویم اهل تقوی را
چه سان زد مشعله بر خاک عصمت رنگ آل او ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۶ - تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
گوهر بعدی:غزل ۵۳۸ - مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.