هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ابروی معشوق، قامت دلجوی او، و گیسویش، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. شاعر همچنین از حسرت و آرزوهای برآورده نشده خود می‌گوید و تمایل دارد حتی پس از مرگ نیز نزد معشوق باقی بماند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و مرگ نیاز به بلوغ ذهنی دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۵۳۹ - تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او

تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او
میل خون ریزی خود فهمیدم از هر موی او ۱

چون خرامد در دلم جان، هم چو آب زندگی
سر نهد در پای سرو قامت دلجوی او ۲

تا خیال قامتش بیرون نیامد از دلم
کرده ام زنجیر یایش حسرت گیسوی او ۳

گر نمی گردد مه من گرم کین از مهر نیست
از نزاکت طاقت گرمی ندارد خوی او ۴

تا بود آمد شدش بر خاک من ای هم نشین
چون بمیرم شب نهانم دفن کن در کوی او ۵

من که حسرت می کشم عرفی برای دیگران
شیشهٔ می را کی توانم دید بر زانوی او ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۸ - مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو
گوهر بعدی:غزل ۵۴۰ - اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.