هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند درد و تحمل، عشق و جدایی، صبر و امید، و رابطهی بین عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از زبان بلبل و گل صحبت میکند و به مفاهیمی مانند تسلیم، تزلزل، و تغافل اشاره دارد. در نهایت، شعر بر اهمیت صبر و امیدواری تأکید میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۵۶۱ - گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
بگو با گل که استغنای بلبل می کند کاری ۱
دل دانای شهر ما به کفر جزء تسلی شد
که باور داشت هرگز کان تزلزل می کند کاری ۲
به صلح دل چه کوشی، صبر کن گر یار باز آید
غم فرصت مخور کاین جا تعلل می کند کاری ۳
بهشتی پروران ای دل، متاع هستی یی بنمای
که با بی همتان عرض تحمل می کند کاری ۴
دل بلبل به هر بادی هزاران راز می فهمد
نپنداری که ناز و عشوهٔ گل می کند کاری ۵
اگر با مهر افزایی، غرور افزاید ای سرکش
تغافل کن که با عرفی تغافل می کند کاری ۶
بگو با گل که استغنای بلبل می کند کاری ۱
دل دانای شهر ما به کفر جزء تسلی شد
که باور داشت هرگز کان تزلزل می کند کاری ۲
به صلح دل چه کوشی، صبر کن گر یار باز آید
غم فرصت مخور کاین جا تعلل می کند کاری ۳
بهشتی پروران ای دل، متاع هستی یی بنمای
که با بی همتان عرض تحمل می کند کاری ۴
دل بلبل به هر بادی هزاران راز می فهمد
نپنداری که ناز و عشوهٔ گل می کند کاری ۵
اگر با مهر افزایی، غرور افزاید ای سرکش
تغافل کن که با عرفی تغافل می کند کاری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۰ - نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲ - چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.