هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از نالههای بیاثر، آتش عشق و ناامیدی است. شاعر از فلک و سرنوشت شکایت دارد و احساس میکند که در دام غم و اندوه گرفتار شده است. او از ترس نابودی و بیپناهی میگوید و آرزو میکند که کسی درد او را درک کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، همراه با مضامین غمگین و ناامیدی، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۵۶۲ - چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
چندم ای نالهٔ سحر بکُشی
هر دم از آتش دگر بکُشی ۱
دَرِ این دودگه دلا در بند
چندم از آه بی اثر بکُشی ۲
این که پروانگی کنم، ترسم
کاتشم را به بال و پر بکُشی ۳
نامه ام سنگ را بگریاند
ای فلک مرغ نامه بر بکُشی ۴
کُشتی از غمزه اهل عالم را
بعد از این غمزه را مگر بکُشی ۵
تا کنم چون چراغ شام بلا
زنده سازی و در سحر بکُشی ۶
چون کسی اهل درد، عرفی را
چشم دارم که بیشر بکُشی ۷
هر دم از آتش دگر بکُشی ۱
دَرِ این دودگه دلا در بند
چندم از آه بی اثر بکُشی ۲
این که پروانگی کنم، ترسم
کاتشم را به بال و پر بکُشی ۳
نامه ام سنگ را بگریاند
ای فلک مرغ نامه بر بکُشی ۴
کُشتی از غمزه اهل عالم را
بعد از این غمزه را مگر بکُشی ۵
تا کنم چون چراغ شام بلا
زنده سازی و در سحر بکُشی ۶
چون کسی اهل درد، عرفی را
چشم دارم که بیشر بکُشی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۱ - گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
گوهر بعدی:غزل ۵۶۳ - تا خون نخوری چاشنی درد ندانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.