هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از نو شدن و تازگی سخن میگوید. شاعر از نو شدن طبیعت، موسیقی، و احساسات انسانی صحبت میکند و از شنونده میخواهد که با پذیرش این تغییرات، زندگی را با شادی و نشاط ادامه دهد. او از عشق، می، و هنر به عنوان عناصری که زندگی را زیباتر میکنند یاد میکند و به شنونده توصیه میکند که از این موهبتها لذت ببرد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مصرف می و مفاهیم انتزاعی وجود دارد که برای مخاطبان بالغ مناسبتر است.
غزل ۲۲۶۲ - پرده بگردان و بزن ساز نو
پَرده بِگَردان و بِزَن سازِ نو
هین، که رَسید از فَلَک آوازِ نو ۱
تازه و خندان نشود گوش و هوش
تا زِ خِرَد دَرنَرَسَد رازِ نو ۲
این بِکُند زُهره که چون ماه دید
او بزَنَد چَنگِ طَرَب سازِ نو ۳
خیز سَبُک رَطْلِ گِران را بیار
تا بِبَرَم شَرمْ زِ هَنْبازِ نو ۴
بَرجِه ساقی طَرَب آغاز کُن
وَزْ میِ کُهنه بِنِه آغازِ نو ۵
در عِوَضِ آن که گَزیدی رُخَم
بوسه بِدِه بر سَرِ این گازِ نو ۶
از تو رُخِ هَمچو زَرَم گاز یافت
می رَسَدَم گَر بِکُنم نازِ نو ۷
چون نکُنم ناز؟ که پنهان و فاش
می رَسَدَم خِلْعَت و اِعْزازِ نو ۸
خِلْعَتِ نو بین که به هر گوشه اَش
تازه طَرازیست زِ طَرّازِ نو ۹
پَرِّ هُمایی بِگُشا در وَفا
بر سَرِ عُشّاقْ به پروازِ نو ۱۰
مُرد قَناعَت، که کَرَمهای تو
حِرص دَهَد هر نَفَس و آزِ نو ۱۱
میْ به سَبو دِهْ، که به تو تشنه شُد
این قُنُقِ خابیه پَردازِ نو ۱۲
رنگِ رُخ و اشکِ رَوانَم بَس است
سِرِّ مرا هر یک غَمّازِ نو ۱۳
گرم دَرآ گرم، که آن گرم دار
صَنْعَتِ نو دارد و اَنْگازِ نو ۱۴
بَس کُن، کین گفتِ تو نِسْبَت به عشق
جامهٔ کُهنهست زِ بَزّازِ نو ۱۵
هین، که رَسید از فَلَک آوازِ نو ۱
تازه و خندان نشود گوش و هوش
تا زِ خِرَد دَرنَرَسَد رازِ نو ۲
این بِکُند زُهره که چون ماه دید
او بزَنَد چَنگِ طَرَب سازِ نو ۳
خیز سَبُک رَطْلِ گِران را بیار
تا بِبَرَم شَرمْ زِ هَنْبازِ نو ۴
بَرجِه ساقی طَرَب آغاز کُن
وَزْ میِ کُهنه بِنِه آغازِ نو ۵
در عِوَضِ آن که گَزیدی رُخَم
بوسه بِدِه بر سَرِ این گازِ نو ۶
از تو رُخِ هَمچو زَرَم گاز یافت
می رَسَدَم گَر بِکُنم نازِ نو ۷
چون نکُنم ناز؟ که پنهان و فاش
می رَسَدَم خِلْعَت و اِعْزازِ نو ۸
خِلْعَتِ نو بین که به هر گوشه اَش
تازه طَرازیست زِ طَرّازِ نو ۹
پَرِّ هُمایی بِگُشا در وَفا
بر سَرِ عُشّاقْ به پروازِ نو ۱۰
مُرد قَناعَت، که کَرَمهای تو
حِرص دَهَد هر نَفَس و آزِ نو ۱۱
میْ به سَبو دِهْ، که به تو تشنه شُد
این قُنُقِ خابیه پَردازِ نو ۱۲
رنگِ رُخ و اشکِ رَوانَم بَس است
سِرِّ مرا هر یک غَمّازِ نو ۱۳
گرم دَرآ گرم، که آن گرم دار
صَنْعَتِ نو دارد و اَنْگازِ نو ۱۴
بَس کُن، کین گفتِ تو نِسْبَت به عشق
جامهٔ کُهنهست زِ بَزّازِ نو ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۷۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۶۱ - بوقلمون چند از انکار تو؟
گوهر بعدی:غزل ۲۲۶۳ - یا قمرا طلوعه للقمرین سکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.