هوش مصنوعی:
این متن توصیفکننده صحنهای حماسی و پرهیجان از نبرد دریایی و خشکی است که در آن مهراج با کشتیهای فراوان به ایرانیان حمله میکند. توصیفات شاعرانه از طبیعت، حیوانات (مانند فیل)، و صحنههای نبرد به تصویر کشیده شدهاند. همچنین، تشبیهات زیبا و خیالانگیز از محیطهای مختلف مانند دشت، کوه، و دریا ارائه شده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم پیچیده و تشبیهات ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، صحنههای نبرد و برخی توصیفات ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
رفتن گرشاسب به زمین سرندیب
دگر روز مهراج گردنفراز
بسی کشتی آورد هر سو فراز ۱
به ایرانیان داد کشتی چو شست
دگر کشتی او با سپه بر نشست ۲
ز کشتی شد آن آب ژرف از نهاد
چو دشتی در آن کوه تازان ز باد ۳
تو گفتی که کیمخت هامون چو نیل
به حمله بدرّد همی زنده پیل ۴
چو پیلی به میدان تک زودیاب
ورا پیلبان با دو میدانش آب ۵
تکش تیز و رفتنش بی دست و پای
نه خوردنش کام و نه خفتنش رای ۶
فزون خم خرطومش از سی کمند
ز دندانش بر پشت ماهی گزند ۷
به رفتن برآورده پر مرغ وار
همی ره به سینه خزیده چو مار ۸
گهی حلقه خرطومش اندر شکم
گهی بسته با گاو و ماهی به هم ۹
یکی دشتش از پیش سیماب رنگ
سراسر چو پولاد بزدوده زنگ ۱۰
زمینی بمانند گردان سپهر
درو چون در آیینه دیدار چهر ۱۱
بیابانی آشفته بی سنگ و خاک
مغاکش گهی کوه و گه کُه مغاک ۱۲
یکی دشت سیمین بی آتش به جوش
گه آسوده از نعره گه با خروش ۱۳
بدیدن چنان کابگینه درنگ
ز شورش چو کوبند بر سنگ سنگ ۱۴
دوان او در آن دشت و راه دراز
گهی شیب تازنده گاهی فراز ۱۵
گهی چون یکی خانه در ژرف غار
گهی چون دژی از بر کوهسار ۱۶
بسی کشتی آورد هر سو فراز ۱
به ایرانیان داد کشتی چو شست
دگر کشتی او با سپه بر نشست ۲
ز کشتی شد آن آب ژرف از نهاد
چو دشتی در آن کوه تازان ز باد ۳
تو گفتی که کیمخت هامون چو نیل
به حمله بدرّد همی زنده پیل ۴
چو پیلی به میدان تک زودیاب
ورا پیلبان با دو میدانش آب ۵
تکش تیز و رفتنش بی دست و پای
نه خوردنش کام و نه خفتنش رای ۶
فزون خم خرطومش از سی کمند
ز دندانش بر پشت ماهی گزند ۷
به رفتن برآورده پر مرغ وار
همی ره به سینه خزیده چو مار ۸
گهی حلقه خرطومش اندر شکم
گهی بسته با گاو و ماهی به هم ۹
یکی دشتش از پیش سیماب رنگ
سراسر چو پولاد بزدوده زنگ ۱۰
زمینی بمانند گردان سپهر
درو چون در آیینه دیدار چهر ۱۱
بیابانی آشفته بی سنگ و خاک
مغاکش گهی کوه و گه کُه مغاک ۱۲
یکی دشت سیمین بی آتش به جوش
گه آسوده از نعره گه با خروش ۱۳
بدیدن چنان کابگینه درنگ
ز شورش چو کوبند بر سنگ سنگ ۱۴
دوان او در آن دشت و راه دراز
گهی شیب تازنده گاهی فراز ۱۵
گهی چون یکی خانه در ژرف غار
گهی چون دژی از بر کوهسار ۱۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۶
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:پاسخ دادن بهو مهراج را
گوهر بعدی:خبر یافتن پسر بهو از کار پدر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.