هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و دلبری سخن می‌گوید و از احساسات عمیق و رنج‌های عاشقانه خود می‌نالد. او از غم و اندوه و ناامیدی سخن می‌گوید، اما در عین حال، به امید و زیبایی‌هایی که از دل سختی‌ها می‌رویند نیز اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۳۱۸ - مستی ده و هستی ده، ای غمزهٔ خماره

مَستی دِهْ و هستی دِهْ، ای غَمْزهٔ خَمّاره
تو دِلْبَر و اُستادی، ما عاشق و این کاره ۱

ما بر سَرِ هر پُشته، گُم کرده سَرِرشته
بیچارهٔ تو گشته، تو چارهٔ بیچاره ۲

صد چَشمه بِجوشانی در سینهٔ چون مَرمَر
ای آبِ رَوان کرده از مَرمَر و از خاره ۳

ای سنگِ سِیَه را تو کرده مَدَدِ دیده
وِیْ از پَسِ نومیدی بِشْکُفته گُل از ساره ۴

ای نورْ رَوان کرده از پیهِ دو چَشمِ ما
وَانْدیشه روان کرده از خون دل پاره ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۱۷ - ای خاک کف پایت، رشک فلکی بوده
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱۹ - آن یار غریب من، آمد به سوی خانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.