هوش مصنوعی: این متن شعری است که از زیبایی و عظمت طبیعت و عشق سخن می‌گوید. شاعر از ستارگان، خورشید، ماه و عشق به عنوان نیروهای قدرتمند و الهام‌بخش یاد می‌کند. همچنین، به تأثیر عشق بر قلب و روح انسان اشاره می‌کند و از تغییراتی که عشق در زندگی ایجاد می‌کند، سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

غزل ۲۳۵۰ - آمد مه و لشکر ستاره

آمد مَهْ و لشکرِ سِتاره
خورشید گُریخت یک سَواره ۱

آن مَهْ که زِ روز و شب بُرون است
کو چَشم که تا کُند نِظاره؟ ۲

چَشمی که مَناره را نَبینَد
چون بیند مُرغْ بر مَناره؟ ۳

ابرِ دلِ ما زِ عشقِ این مَهْ
گَهْ گردد جمع و گاه پاره ۴

چون عشقِ تو زاد، حِرصِ تو مُرد
بی کار شَوی، هزارکاره ۵

چون آخِرِ کار لَعْل گردد
بی‌کار نبوده‌‌ست خاره ۶

گَر بر سَرِ کویِ عشق بینی
سَرهای بُریده بر قِناره ۷

مَگْریز، دَرآ تمام بِنْگَر
زنده شُده گُشتگانْ دوباره ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۴۹ - ای دیدهٔ راست راست دیده
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵۱ - دیدی که چه کرد آن یگانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.