هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به وحدت با وجود سخن می‌گوید. او از شراب به عنوان نمادی برای رسیدن به این وحدت استفاده می‌کند و از تهی شدن از خود و پیوستن به حقیقت وجود سخن می‌گوید. شاعر همچنین به رهایی از غم و اندوه و حرکت به سوی شهود و حقیقت دعوت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۲۳۵۲ - یک جام ز صد هزار جان به

یک جام زِ صد هزار جانْ بِهْ
بَرخیز و قُماشِ ما گِرو نِهْ ۱

ما از خودِ خویش توبه کردیم
ما هیچ نمی‌رَویم از این دِهْ ۲

یک رنگ کُند شرابْ ما را
تا هر دو یکی شود، کِه و مِهْ ۳

دَرویش زِ خویشتن تَهی شُد
پُردِهْ تو شرابِ فَقر، پُردِهْ ۴

بَرخیز و به زِه کُن آن کَمان را
ماییم کَمان و باده چون زِهْ ۵

برجایْ بِمانْد عقلِ پُرفِعْل
این است سِزایِ پیرِ فَربه ۶

ما غَم نخوریم، خود کِه دیده‌ست؟
تو بار کَشیّ و او کُند عِه ۷

بُگْریز زِغَم، به سویِ شَهْ رو
وَزْ خانهٔ عاریَت بُرون جِهْ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۵۱ - دیدی که چه کرد آن یگانه
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵۳ - جان آمده در جهان ساده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.