هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عفو و بخشش بیحد شاه سخن میگوید و بیان میکند که گناهکاران به سوی توبه روی میآورند. شاعر از گمراهی و جستوجوی خود سخن میگوید و بیان میکند که وصف شاه منطق او را ویران کرده و راه گفتن بر او بسته شده است. او از درد خود میگوید و اینکه رازش در خطر افشا شدن است. در نهایت، شاعر از نی (نماد بیان و سخن) میخواهد که سکوت کند زیرا او و نی نامحرم هستند و شکر شاه را نمیتوانند بیان کنند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۸۰ - پیش جوش عفو بیحد تو شاه
پیشِ جوشِ عَفوِ بیحَدِّ تو شاه
توبه کردن از گناه، آمد گناه ۱
بَس که گُمرَه را کُنی بَس جُست و جو
گُمرَهی گشتهست فاضِل تَر زِ راه ۲
مَنطِقَم را کرد ویران، وَصفِ تو
راهِ گفتن بَسته شُد، ماندهست آه ۳
آه دَردَت را ندارم مَحْرَمی
چون علی اَه میکُنم در قَعْرِ چاه ۴
چَهْ بِجوشَد، نِی بِرویَد از لَبَش
نِی بِنالَد، رازِ من گردد تَباه ۵
بَس کُن ای نِی، ز آنک ما نامَحْرَمیم
زان شِکَر ما را و نِی را عُذر خواه ۶
توبه کردن از گناه، آمد گناه ۱
بَس که گُمرَه را کُنی بَس جُست و جو
گُمرَهی گشتهست فاضِل تَر زِ راه ۲
مَنطِقَم را کرد ویران، وَصفِ تو
راهِ گفتن بَسته شُد، ماندهست آه ۳
آه دَردَت را ندارم مَحْرَمی
چون علی اَه میکُنم در قَعْرِ چاه ۴
چَهْ بِجوشَد، نِی بِرویَد از لَبَش
نِی بِنالَد، رازِ من گردد تَباه ۵
بَس کُن ای نِی، ز آنک ما نامَحْرَمیم
زان شِکَر ما را و نِی را عُذر خواه ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۷۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۹ - بده آن بادهٔ جانی، که چنانیم همه
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۱ - عشق بین، با عاشقان آمیخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.