هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به توصیف تلاشهای بیثمر خود برای یافتن آهوبره میپردازد. او خسته و ناامید از جستجو، سرانجام آهوبره را نزد خود مییابد و محبت و زلالی وجودش را در چشمانش میبیند. با فرارسیدن شب و کمبود آب، زمان و فرصت به پایان میرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
حکایت - اینک آهوبرهیی
اینک آهوبرهیی
که مجالِ خود را
به تمامی
زمانمایهی جُستجویش کردم.
□
خسته خسته و
پایآبله
تَنگخُلق و
تهیدست
از پَستْپُشتههای سنگ
فرود میآیم
و آفتاب بر خطالرأسِ برترین پشته نشسته است
تا شب
چالاکتَرَک
بر دامنه دامن گُستَرَد.
□
اکنون کمندِ باطل را رها میکنم
که احساسِ بطلانش
خِفت
پنداری بر گردنِ من خود میفشارد،
که آنک آهوبره
آنک!
زیرِ سایبانِ من ایستاده است
کنارِ سبوی آب
و با زبانِ خشکش
بر جدارِ نمورِ سبو
لیسه میکشد؛
آهوبرهیی
که مجالِ خود را بهتمامی
زیانمایهی جُستجویش کردم
و زلالیِ محبتش
در خطوطِ مهربانی
که چشمانش را تصویر میکند
آشکار است.
□
آفتاب در آن سوی تپه
فروتر مینشیند.
مرا زمانمایه به آخر رسیده
که شب بر سرِ دست آمده است
و در سبو
جز به میزانِ سیرابیِ یک تن
آب نیست.
۱۳۴۷
که مجالِ خود را
به تمامی
زمانمایهی جُستجویش کردم.
□
خسته خسته و
پایآبله
تَنگخُلق و
تهیدست
از پَستْپُشتههای سنگ
فرود میآیم
و آفتاب بر خطالرأسِ برترین پشته نشسته است
تا شب
چالاکتَرَک
بر دامنه دامن گُستَرَد.
□
اکنون کمندِ باطل را رها میکنم
که احساسِ بطلانش
خِفت
پنداری بر گردنِ من خود میفشارد،
که آنک آهوبره
آنک!
زیرِ سایبانِ من ایستاده است
کنارِ سبوی آب
و با زبانِ خشکش
بر جدارِ نمورِ سبو
لیسه میکشد؛
آهوبرهیی
که مجالِ خود را بهتمامی
زیانمایهی جُستجویش کردم
و زلالیِ محبتش
در خطوطِ مهربانی
که چشمانش را تصویر میکند
آشکار است.
□
آفتاب در آن سوی تپه
فروتر مینشیند.
مرا زمانمایه به آخر رسیده
که شب بر سرِ دست آمده است
و در سبو
جز به میزانِ سیرابیِ یک تن
آب نیست.
۱۳۴۷
۶۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تمثیل
گوهر بعدی:در آستانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.