خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر بیان میکند که اگر چشماش خون نمیگریخت، راز معشوق را در دل خستهاش پنهان میکرد. همچنین اگر معشوق سردی و زردی رخسار نداشت، رازش را نه از دل، بلکه از جان نیز پنهان نمیکرد. این بیتها نشاندهنده عشق عمیق و رنج ناشی از آن است.
محتوا دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمگینانه است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است.
رباعی ۱۷۹ - از دیده اگر نه خون روان داشتمی
از دیده اگر نه خون روان داشتمی
رازت ز دل خسته نهان داشتمی ۱
ور زانکه نبودی دم سرد و رخ زرد
رازت نه ز دل نهان ز جان داشتمی ۲
رازت ز دل خسته نهان داشتمی ۱
ور زانکه نبودی دم سرد و رخ زرد
رازت نه ز دل نهان ز جان داشتمی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۸ - گر من به مثل هزار جان داشتمی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۰ - ای تُنگ شکر چون دهن تنگت نی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.