هوش مصنوعی:
این شعر دو بخش اصلی دارد: در بخش اول، توصیفی از یک شب سرد و برفی همراه با توفان ارائه میشود و صدای سگهایی را میشنویم که با وجود شرایط سخت، خود را خوشبخت میدانند زیرا تحت حمایت اربابشان هستند، هرچند گاهی شلاق میخورند. در بخش دوم، گرگهای گرسنه و بیپناه در همان شب سرد و توفانی توصیف میشوند که با وجود رنج و گرسنگی، بر عزت و آزادی خود تأکید دارند. در پایان، یکی از گرگها توسط شکارچی کشته میشود و خونش بر برف میریزد.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین اجتماعی و انتقادی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین صحنههای توصیف شده مانند شلاق خوردن سگها و کشته شدن گرگ ممکن است برای سنین پایین ناراحتکننده باشد.
سگها و گرگها
۱
۱
هوا سرد است و برف آهسته بارد ۲
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ ۳
زمین را بارش مثقال، مثقال ۴
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ ۵
سرود کلبهٔ بی روزن شب ۶
سرود برف و باران است امشب ۷
ولی از زوزههای باد پیداست ۸
که شب مهمان توفان است امشب ۹
دوان بر پردههای برفها، باد ۱۰
روان بر بالهای باد، باران ۱۱
درون کلبهٔ بی روزن شب ۱۲
شب توفانی سرد زمستان ۱۳
آواز سگها ۱۴
«زمین سرد است و برف آلوده و تر ۱۵
هوا تاریک و توفان خشمناک است ۱۶
کشد - مانند گرگان - باد، زوزه ۱۷
ولی ما نیکبختان را چه باک است؟» ۱۸
«کنار مطبخ ارباب، آنجا ۱۹
بر آن خاک ارههای نرم خفتن ۲۰
چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه ۲۱
عزیزم گفتن و جانم شنفتن » ۲۲
«وز آن ته ماندههای سفره خوردن» ۲۳
«و گر آن هم نباشد استخوانی » ۲۴
«چه عمر راحتی دنیای خوبی ۲۵
چه ارباب عزیز و مهربانی » ۲۶
«ولی شلاق! این دیگر بلایی ست » ۲۷
«بلی، اما تحمل کرد باید ۲۸
درست است اینکه الحق دردناک است ۲۹
ولی ارباب آخر رحمش آید ۳۰
گذارد چون فروکش کرد خشمش ۳۱
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم ۳۲
شمارد زخمهامان را و ما این ۳۳
محبت را غنیمت می شماریم » ۳۴
۲ ۳۵
خروشد باد و بارد همچنان برف ۳۶
ز سقف کلبهٔ بی روزن شب ۳۷
شب توفانی سرد زمستان ۳۸
زمستان سیاه مرگ مرکب ۳۹
آواز گرگها ۴۰
«زمین سرد است و برف آلوده و تر ۴۱
هوا تاریک و توفان خشمگین است ۴۲
کشد - مانند سگها - باد، زوزه ۴۳
زمین و آسمان با ما به کین است » ۴۴
«شب و کولاک رعب انگیز و وحشی ۴۵
شب و صحرای وحشتناک و سرما ۴۶
بلای نیستی، سرمای پر سوز ۴۷
حکومت میکند بر دشت و بر ما » ۴۸
«نه ما را گوشهٔ گرم کنامی ۴۹
شکاف کوهساری سر پناهی » ۵۰
«نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان ۵۱
در آن آسود بی تشویش گاهی ۵۲
دو دشمن در کمین ماست، دایم ۵۳
دو دشمن میدهد ما را شکنجه ۵۴
برون: سرما درون: این آتش جوع ۵۵
که بر ارکان ما افکنده پنجه » ۵۶
«و ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه ۵۷
برون جست از کمین و حملهور گشت ۵۸
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم ۵۹
نه پای رفتن و نی جای برگشت » ۶۰
«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز ۶۱
که این خون، خون ما بی خانمانهاست ۶۲
که این خون، خون گرگان گرسنه ست ۶۳
که این خون، خون فرزندان صحراست » ۶۴
«درین سرما، گرسنه، زخم خورده، ۶۵
دویم آسیمه سر بر برف چون باد ۶۶
ولیکن عزت آزادگی را ۶۷
نگهبانیم، آزادیم، آزاد » ۶۸
هوا سرد است و برف آهسته بارد ۲
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ ۳
زمین را بارش مثقال، مثقال ۴
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ ۵
سرود کلبهٔ بی روزن شب ۶
سرود برف و باران است امشب ۷
ولی از زوزههای باد پیداست ۸
که شب مهمان توفان است امشب ۹
دوان بر پردههای برفها، باد ۱۰
روان بر بالهای باد، باران ۱۱
درون کلبهٔ بی روزن شب ۱۲
شب توفانی سرد زمستان ۱۳
آواز سگها ۱۴
«زمین سرد است و برف آلوده و تر ۱۵
هوا تاریک و توفان خشمناک است ۱۶
کشد - مانند گرگان - باد، زوزه ۱۷
ولی ما نیکبختان را چه باک است؟» ۱۸
«کنار مطبخ ارباب، آنجا ۱۹
بر آن خاک ارههای نرم خفتن ۲۰
چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه ۲۱
عزیزم گفتن و جانم شنفتن » ۲۲
«وز آن ته ماندههای سفره خوردن» ۲۳
«و گر آن هم نباشد استخوانی » ۲۴
«چه عمر راحتی دنیای خوبی ۲۵
چه ارباب عزیز و مهربانی » ۲۶
«ولی شلاق! این دیگر بلایی ست » ۲۷
«بلی، اما تحمل کرد باید ۲۸
درست است اینکه الحق دردناک است ۲۹
ولی ارباب آخر رحمش آید ۳۰
گذارد چون فروکش کرد خشمش ۳۱
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم ۳۲
شمارد زخمهامان را و ما این ۳۳
محبت را غنیمت می شماریم » ۳۴
۲ ۳۵
خروشد باد و بارد همچنان برف ۳۶
ز سقف کلبهٔ بی روزن شب ۳۷
شب توفانی سرد زمستان ۳۸
زمستان سیاه مرگ مرکب ۳۹
آواز گرگها ۴۰
«زمین سرد است و برف آلوده و تر ۴۱
هوا تاریک و توفان خشمگین است ۴۲
کشد - مانند سگها - باد، زوزه ۴۳
زمین و آسمان با ما به کین است » ۴۴
«شب و کولاک رعب انگیز و وحشی ۴۵
شب و صحرای وحشتناک و سرما ۴۶
بلای نیستی، سرمای پر سوز ۴۷
حکومت میکند بر دشت و بر ما » ۴۸
«نه ما را گوشهٔ گرم کنامی ۴۹
شکاف کوهساری سر پناهی » ۵۰
«نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان ۵۱
در آن آسود بی تشویش گاهی ۵۲
دو دشمن در کمین ماست، دایم ۵۳
دو دشمن میدهد ما را شکنجه ۵۴
برون: سرما درون: این آتش جوع ۵۵
که بر ارکان ما افکنده پنجه » ۵۶
«و ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه ۵۷
برون جست از کمین و حملهور گشت ۵۸
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم ۵۹
نه پای رفتن و نی جای برگشت » ۶۰
«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز ۶۱
که این خون، خون ما بی خانمانهاست ۶۲
که این خون، خون گرگان گرسنه ست ۶۳
که این خون، خون فرزندان صحراست » ۶۴
«درین سرما، گرسنه، زخم خورده، ۶۵
دویم آسیمه سر بر برف چون باد ۶۶
ولیکن عزت آزادگی را ۶۷
نگهبانیم، آزادیم، آزاد » ۶۸
تعداد ابیات: ۱۴
۱۲۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سه شب
گوهر بعدی:فراموش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.