هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی و جذابیتهای معنوی سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند طرب، شکر، عقل، و عشق استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق الهی بیان کند. شاعر از مستی معنوی و رهایی از دنیای مادی سخن میگوید و به دنبال وحدت با معشوق است.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۶۲ - طوطی و طوطی بچهیی قند به صد ناز خوری
طوطی و طوطی بَچهیی قَند به صد ناز خوری
از شِکَرستان اَزَل آمدهیی بازپَری ۱
قَندِ تو فَرخُنده بُوَد خاصه که در خنده بُوَد
بَزمْ زِ آغاز نَهَم چون تو به آغاز دَری ۲
ای طَرَبِسْتانِ اَبَد ای شِکَرِسْتان اَحَد
هم طَرَب اَنْدَر طَرَبی هم شِکَر اَنْدَر شِکَری ۳
یوسُفِ اَنْدَر تُتُقی یا اَسَدی بر اُفُقی
یا قَمَر اَنْدَر قَمَر اَنْدَر قَمَر اَنْدَر قَمَری ۴
ساقیِ این میکدهیی نوبَتِ عِشرَت زدهیی
تا همه را مَست کُنی خِرقه مَستان بِبَری ۵
مَست شُدم مَست ولی اندَکَکی باخَبرم
زین خَبَرم بازرَهان ای کِه زِ من باخَبَری ۶
پیش تَرآ پیش که آن شَعْشَعه چهره تو
مینَهِلَد تا نِگَرَم که مَلَکی یا بَشَری ۷
رَقص کُنان هر قَدَحی نَعْره زنان وافَرَحی
شیشه گَران شیشه شِکَن مانده از شیشه گَری ۸
جامِ طَرَب عام شُده عقلِ و سَرانجام شُده
از کَفِ حَقْ جام بَری بِهْ که سَراَنْجام بَری ۹
سَر زِ خِرَد تافتهاَم عقلِ دِگَر یافته ام
عقلِ جهانْ یک سَری و عقلِ نهانیْ دوسَری ۱۰
راهِبِ آفاق شُدم با هَمگان عاقْ شُدم
از هَمگان میبِبُرَم تا که تو از من نَبُری ۱۱
با غَمَت آموختهاَم چَشمْ زِ خود دوختهام
در جُزِ تو چون نِگَرَد آن کِه تو در وِیْ نِگَری؟ ۱۲
داد دِهْ ای عشق مرا وَزْ دَرِ اِنْصافْ دَرآ
چون اَبَدا آنِ تواَم نی قُنُقَم ره گُذری ۱۳
من به تو مانم فَلَکا ساکِنَم و زیر و زَبَر
زان که مُقیمی به نَظَر روز و شب اَنْدَر سَفَری ۱۴
ناظِرِ آنی که تو را دارد مَنْظورِ جهان
حاضِرِ آنی که ازو در سَفَر و در حَضَری ۱۵
از شِکَرستان اَزَل آمدهیی بازپَری ۱
قَندِ تو فَرخُنده بُوَد خاصه که در خنده بُوَد
بَزمْ زِ آغاز نَهَم چون تو به آغاز دَری ۲
ای طَرَبِسْتانِ اَبَد ای شِکَرِسْتان اَحَد
هم طَرَب اَنْدَر طَرَبی هم شِکَر اَنْدَر شِکَری ۳
یوسُفِ اَنْدَر تُتُقی یا اَسَدی بر اُفُقی
یا قَمَر اَنْدَر قَمَر اَنْدَر قَمَر اَنْدَر قَمَری ۴
ساقیِ این میکدهیی نوبَتِ عِشرَت زدهیی
تا همه را مَست کُنی خِرقه مَستان بِبَری ۵
مَست شُدم مَست ولی اندَکَکی باخَبرم
زین خَبَرم بازرَهان ای کِه زِ من باخَبَری ۶
پیش تَرآ پیش که آن شَعْشَعه چهره تو
مینَهِلَد تا نِگَرَم که مَلَکی یا بَشَری ۷
رَقص کُنان هر قَدَحی نَعْره زنان وافَرَحی
شیشه گَران شیشه شِکَن مانده از شیشه گَری ۸
جامِ طَرَب عام شُده عقلِ و سَرانجام شُده
از کَفِ حَقْ جام بَری بِهْ که سَراَنْجام بَری ۹
سَر زِ خِرَد تافتهاَم عقلِ دِگَر یافته ام
عقلِ جهانْ یک سَری و عقلِ نهانیْ دوسَری ۱۰
راهِبِ آفاق شُدم با هَمگان عاقْ شُدم
از هَمگان میبِبُرَم تا که تو از من نَبُری ۱۱
با غَمَت آموختهاَم چَشمْ زِ خود دوختهام
در جُزِ تو چون نِگَرَد آن کِه تو در وِیْ نِگَری؟ ۱۲
داد دِهْ ای عشق مرا وَزْ دَرِ اِنْصافْ دَرآ
چون اَبَدا آنِ تواَم نی قُنُقَم ره گُذری ۱۳
من به تو مانم فَلَکا ساکِنَم و زیر و زَبَر
زان که مُقیمی به نَظَر روز و شب اَنْدَر سَفَری ۱۴
ناظِرِ آنی که تو را دارد مَنْظورِ جهان
حاضِرِ آنی که ازو در سَفَر و در حَضَری ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۶۱ - چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۴۶۳ - آه چه دیوانه شدم در طلب سلسلهیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.