هوش مصنوعی:
این متن توصیف یک صبح زیبا و پرنشاط است که با طلوع خورشید، ظهور ستاره زهره و پنهان شدن ماه همراه است. صحنههای طبیعی مانند برگهای درختان، آواز پرندگان و حضور پیرمغان و مراسم مذهبی به تصویر کشیده شدهاند. در پایان، مراسم نیایش پایان مییابد و سفره صبحانه با حضور شاهزادهها و کودکان گسترده میشود.
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و مذهبی است که ممکن است برای کودکان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان کهن و ساختار پیچیده شعری، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شمارهٔ ۲۱ - مراسم صبحانه (یک خانواده زردشتی قدیم)
صبح دوم شد سپیده تابانا
زهره هویدا و ماه پنهانا ۱
دست افق مطرفی کشید بنفش
سنجابین پروزش بدامانا ۲
برگ درختان چو میکشان بهصبوح
خون خوش برهم زنند پنگانا ۳
زمزمهٔ مرغکان به شاخ درخت
چون به (میزد) اجتماع مهمانا ۴
پیر مغان شانه زد بهروی و بهموی
مغبچگان هر طرف شتابانا ۵
پس درایوان گشادو، دیده چهدید؟
گشته به شب چیره مهر تابانا ۶
وز در ایوان فروغ نور گرفت
مجمره و آذر ورهرانا ۷
آذر وهران چو آذران بزرگ
زیور مهن است و زینت مانا ۸
پیرمقدس کرفت بهرسم و پاژ
شد به نیاز خدای دو جهانا ۹
آتش بهرام را ز چندن و عود
نیرو بخشود و شد فروزانا ۱۰
یکسره بالاگرفت قوت نور
مشکو و ایوان شدند رخشانا ۱۱
هیچ اثر زان شب سیاه نماند
اهریمن رفت و ماند یزدانا ۱۲
چون که نیایش بهسر رسید، نهاد
شاه زنان چاشت را یکی خوانا ۱۳
شهزنو مانبد شدند برسر خوان
وز دو طرف کودکان خندانا ۱۴
نان و شراب و کباب چیدهبهصف
زمزمه کردند و خورده شد نانا ۱۵
وآنگه فرمود پیر با پسران
کای پسران دلیر ایرانا ۱۶
- ناتمام - ۱۷
زهره هویدا و ماه پنهانا ۱
دست افق مطرفی کشید بنفش
سنجابین پروزش بدامانا ۲
برگ درختان چو میکشان بهصبوح
خون خوش برهم زنند پنگانا ۳
زمزمهٔ مرغکان به شاخ درخت
چون به (میزد) اجتماع مهمانا ۴
پیر مغان شانه زد بهروی و بهموی
مغبچگان هر طرف شتابانا ۵
پس درایوان گشادو، دیده چهدید؟
گشته به شب چیره مهر تابانا ۶
وز در ایوان فروغ نور گرفت
مجمره و آذر ورهرانا ۷
آذر وهران چو آذران بزرگ
زیور مهن است و زینت مانا ۸
پیرمقدس کرفت بهرسم و پاژ
شد به نیاز خدای دو جهانا ۹
آتش بهرام را ز چندن و عود
نیرو بخشود و شد فروزانا ۱۰
یکسره بالاگرفت قوت نور
مشکو و ایوان شدند رخشانا ۱۱
هیچ اثر زان شب سیاه نماند
اهریمن رفت و ماند یزدانا ۱۲
چون که نیایش بهسر رسید، نهاد
شاه زنان چاشت را یکی خوانا ۱۳
شهزنو مانبد شدند برسر خوان
وز دو طرف کودکان خندانا ۱۴
نان و شراب و کباب چیدهبهصف
زمزمه کردند و خورده شد نانا ۱۵
وآنگه فرمود پیر با پسران
کای پسران دلیر ایرانا ۱۶
- ناتمام - ۱۷
وزن:
مفتعلن فاعلات مفتعلن
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۶
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰ - سرود خارکن
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲ - در منقبت امام هشتم(ع)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.