هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف شبی پرستاره و جشنی باشکوه میپردازد که در آن شرابنوشی، موسیقی، و شادی حاکم است. شاعر از زیباییهای طبیعت و لحظات خوش شب مینویسد و به ستایش شاه ولایت و جشن تولد او اشاره میکند. همچنین، تضاد بین لذتهای دنیوی و پرهیزهای زاهدانه را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شرابنوشی و مفاهیم مرتبط با آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۲۲ - در منقبت امام هشتم(ع)
بگرفت شب ز چهرهٔ انجم نقابها
آشفته شد به دیدهٔ عشاق خوابها ۱
استارگان تافته بر چرخ لاجورد
چونان که اندر آب ز باران حبابها ۲
اکنون که آفتاب به مغرب نهفته روی
از باد برفروز بهبزم آفتابها ۳
مجلس بساز با صنمی نغز و دلفریب
افکنده در دو زلف سیه پیچ و تابها ۴
ساقی به پای خاسته چون سرو سیمتن
وانباشته به ساغر زربن شرابها ۵
درگوش مشتری شده آواز چنگها
بر چرخ زهره خاسته بانگ ربابها ۶
فصلیخوش و شبیخوشوجشنیمبارکست
وز کف برون شدهاست طرب را حسابها ۷
بستند باب انده و تیمار و رنج و غم
وز شادی و نشاط گشادند بابها ۸
رنگین کند به باده کنون دامن سپید
زاهدکه بودش از می سرخ اجتنابها ۹
گویند می منوش و مخورباده زانکه هست
میخواره راگناه وگنه را عقابها ۱۰
در باده گر گناه فزون است هم بود
در آستان حجه یزدان ثوابها ۱۱
شمسالشموس شاه ولایت که کردهاند
شمس و قمر ز خاک درش اکتسابها ۱۲
هشتم ولی بار خدا آنکه بر درش
هفتم سپهر راست به عجز اقترابها ۱۳
بهر مقر و منکر او ایزد آفرید
انعامها به خلد و به دوزخ عذابها ۱۴
خواهی اگر نوشت یکی جزوش از مدیح
در پیش نه ز برگ درختان کتابها ۱۵
اکنون به شادی شب جشن ولادتش
گردون نهاده برکف انجم خضابها ۱۶
جشنی است خسروانه و بزمی است دلفروز
گوئی گرفتهاند ز جنت حجابها ۱۷
نور چراغ وتابش شمع و فروغ برق
گونی برآمدند به شب آفتابها ۱۸
آن آتشین درخت چو زربفت خیمه است
وان تیرهای جسته چو زرین طنابها ۱۹
آشفته شد به دیدهٔ عشاق خوابها ۱
استارگان تافته بر چرخ لاجورد
چونان که اندر آب ز باران حبابها ۲
اکنون که آفتاب به مغرب نهفته روی
از باد برفروز بهبزم آفتابها ۳
مجلس بساز با صنمی نغز و دلفریب
افکنده در دو زلف سیه پیچ و تابها ۴
ساقی به پای خاسته چون سرو سیمتن
وانباشته به ساغر زربن شرابها ۵
درگوش مشتری شده آواز چنگها
بر چرخ زهره خاسته بانگ ربابها ۶
فصلیخوش و شبیخوشوجشنیمبارکست
وز کف برون شدهاست طرب را حسابها ۷
بستند باب انده و تیمار و رنج و غم
وز شادی و نشاط گشادند بابها ۸
رنگین کند به باده کنون دامن سپید
زاهدکه بودش از می سرخ اجتنابها ۹
گویند می منوش و مخورباده زانکه هست
میخواره راگناه وگنه را عقابها ۱۰
در باده گر گناه فزون است هم بود
در آستان حجه یزدان ثوابها ۱۱
شمسالشموس شاه ولایت که کردهاند
شمس و قمر ز خاک درش اکتسابها ۱۲
هشتم ولی بار خدا آنکه بر درش
هفتم سپهر راست به عجز اقترابها ۱۳
بهر مقر و منکر او ایزد آفرید
انعامها به خلد و به دوزخ عذابها ۱۴
خواهی اگر نوشت یکی جزوش از مدیح
در پیش نه ز برگ درختان کتابها ۱۵
اکنون به شادی شب جشن ولادتش
گردون نهاده برکف انجم خضابها ۱۶
جشنی است خسروانه و بزمی است دلفروز
گوئی گرفتهاند ز جنت حجابها ۱۷
نور چراغ وتابش شمع و فروغ برق
گونی برآمدند به شب آفتابها ۱۸
آن آتشین درخت چو زربفت خیمه است
وان تیرهای جسته چو زرین طنابها ۱۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۹
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۱ - مراسم صبحانه (یک خانواده زردشتی قدیم)
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۳ - باز هم به همان مناسبت (مد شدن موی کوتاه برای زنان)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.