هوش مصنوعی:
این شعر بهار و آغاز ماه خرداد را با توصیف زیباییهای طبیعت و شادیهای این فصل همراه میکند. سپس به ستایش عدالت و دادگری شاه میپردازد و تأثیر مثبت حکومت عادلانه را بر کشور و رعیت بیان میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و سیاسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شمارهٔ ۶۱ - به شکرانه توشیح قانون اساسی
بگذشت اردیبهشت و آمد خرداد
خیز که باید قدح گرفت و قدح داد ۱
اول خرداد ماه و وقت گل سرخ
وقت گل سرخ و اول مه خرداد ۲
آمد خرداد ماه با گل سوری
داد بباید کنون به عیش و طرب داد ۳
بر گل سوری خوش است بادهٔ سوری
وبژه ز دست تو ماهروی پریزاد ۴
گل شکفد بامداد از بر گلبن
چون دو رخ لعبتان خلخ و نوشاد ۵
صبح دوم کافتاب خندد بر کوه
بر سر یک شاخ، گل بخندد هفتاد ۶
باد به شبگیر چون زند ره بستان
تاب درافتد به زلف سنبل و شمشاد ۷
چون سر زلفین دلبری که ز جورش
رفته بر و بوم عمر من همه بر باد ۸
جور پسندند خوبرویان بر من
فریاد از جور خوبروبان فریاد ۹
ای ز جفایت شده خراب دل من
هم به وفا روزی این خراب کن آباد ۱۰
بیداد اکنوننهدرخور است که گشتست
گیتی از عدل شاه پر دهش و داد ۱۱
ملک یکی خانهایست بنیادش عدل
خانه نپاید اگر نباشد بنیاد ۱۲
داد و دهش گر بنا نهند به کشور
به که حصاری کنند ز آهن و پولاد ۱۳
شکر خداوند را که داد و دهش را
طرف بنائی نهاد پادشه راد ۱۴
پادشه دادگر مظفر دین شاه
آنکه ز عدلش بنای ظلم برافتاد ۱۵
ظلم برون شد چو او درآمد بر تخت
فتنه فرو شد چو او ز مام جهان زاد ۱۶
فر و بزرگی بیامد ار ز بر عرش
دست بکش پیش تخت شاه در استاد ۱۷
خرمو شاداستبختشاه که گشتهاست
کشور از او خرم و رعیت از او شاد ۱۸
ار جو کازاین بنای فرخ قانون
ملک بماند همیشه خرم و آباد ۱۹
خیز که باید قدح گرفت و قدح داد ۱
اول خرداد ماه و وقت گل سرخ
وقت گل سرخ و اول مه خرداد ۲
آمد خرداد ماه با گل سوری
داد بباید کنون به عیش و طرب داد ۳
بر گل سوری خوش است بادهٔ سوری
وبژه ز دست تو ماهروی پریزاد ۴
گل شکفد بامداد از بر گلبن
چون دو رخ لعبتان خلخ و نوشاد ۵
صبح دوم کافتاب خندد بر کوه
بر سر یک شاخ، گل بخندد هفتاد ۶
باد به شبگیر چون زند ره بستان
تاب درافتد به زلف سنبل و شمشاد ۷
چون سر زلفین دلبری که ز جورش
رفته بر و بوم عمر من همه بر باد ۸
جور پسندند خوبرویان بر من
فریاد از جور خوبروبان فریاد ۹
ای ز جفایت شده خراب دل من
هم به وفا روزی این خراب کن آباد ۱۰
بیداد اکنوننهدرخور است که گشتست
گیتی از عدل شاه پر دهش و داد ۱۱
ملک یکی خانهایست بنیادش عدل
خانه نپاید اگر نباشد بنیاد ۱۲
داد و دهش گر بنا نهند به کشور
به که حصاری کنند ز آهن و پولاد ۱۳
شکر خداوند را که داد و دهش را
طرف بنائی نهاد پادشه راد ۱۴
پادشه دادگر مظفر دین شاه
آنکه ز عدلش بنای ظلم برافتاد ۱۵
ظلم برون شد چو او درآمد بر تخت
فتنه فرو شد چو او ز مام جهان زاد ۱۶
فر و بزرگی بیامد ار ز بر عرش
دست بکش پیش تخت شاه در استاد ۱۷
خرمو شاداستبختشاه که گشتهاست
کشور از او خرم و رعیت از او شاد ۱۸
ار جو کازاین بنای فرخ قانون
ملک بماند همیشه خرم و آباد ۱۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۹
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۰ - عدل و داد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۲ - تغزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.