هوش مصنوعی:
این شعر از بهار و زیباییهای آن شروع میشود، اما به سرعت به انتقاد از بیوفایی دنیا و زمانه میپردازد. شاعر از فریبکاریهای روزگار، ناامیدی از عدالت، و رفتارهای ناعادلانه حاکمان و مردم سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند جنگ، ستم، و نابودی حکومتها اشاره میکند. در پایان، شاعر بر اهمیت دانش، عدالت، و دوری از جهل تأکید میورزد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات به جنگ و ستم ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین باشد.
شمارهٔ ۱۲۷ - مرگ تزار
خمش مباش کنون کامد ای بهار، بهار
سخن زلعبت چین وبت بهار، به آر ۱
ز بیحقیقتی چرخ و بیوفایی دهر
هزاردستان زد در میان باغ، هزار ۲
چه گفت؟ گفت جهان رهزنی حرامخورست
تو سر به عشوهٔ دهر حرامخوار، مخار ۳
زمانه کشت ترا نارسیده میدرود
مکار تخم امل، در زمین این مکار ۴
ز لعب دور قمر روشنی مدار طمع
که بر محک، سیه آمد عیار این عیار ۵
چه رزمهاکه بود پرقتال ازبن قتال
چه قلبها که بود داغدار ازین غدار ۶
به سالها دهد و بازگیرد اندر دم
نهان به پرورد و سازد آشکار، شکار ۷
نشان عاطفت از دهر کینهجوی، مجوی
امید راستی از چرخ کجمدار، مدار ۸
ز بحر جان اوبارش کسی ار خلاصی جست
نهنگ بر سر او بارد ابر جان اوبار ۹
نه شه شناسدگیتی ونی وزیر، تو شو
ز هر در آر پیاده، ز هر سو آر، سوار ۱۰
به کار دولت نتوان گزافه کاری کرد
که از دولت شود آخرگزافه کار، فکار ۱۱
ز رزم خوار شمردن، ترا رسدکه رسید
ز خصم بر شه خوارزم و والی اترار ۱۲
مبین به مردمخوار و زبون، به خواری ازآنک
به کینه مردمخوارند، گرگ مردمخوار ۱۳
مبین تو زار و زبون مردمان غوغا را
که رزمجویی غوغا بکشت زار، تزار ۱۴
نقاط مسکو و پطر، از تزار برگشتند
دو نقطه چون که یکی کشت شد تزار نزار ۱۵
به باد، اصل و تبار و قتیل، نسل و نتاج
نهتاج ماند و نهتخت و نه صفه ماند و نه بار ۱۶
دو مار بودند آری تزار و فرزندش
زمانه بین که برآورد از این دو مار، دمار ۱۷
سفیه محتسبانی کجا ز جهل و خری
خرند بیسبب، آزار مردم بازار ۱۸
تو جار دانش و داد آن زمان زنی که شوی
امین خرمن فلاح و دفتر تجار ۱۹
زکارهای عموم آنچه را نخواست عوام
به فتوی خرد آن کار، ناصواب انگار ۲۰
کسی که دشمنی عامه را خرید به عمد
قماش عار و لباس عوار کرد شعار ۲۱
نکرد بایدکاری، که مردم عامه
رهاکند پی کار و دود سوی پیکار ۲۲
دل رعیت گنجست و جهل مار وبست
توگنج خواهی، همت به مرگ مارگمار ۲۳
به مذهب و ذهب او مدار کار، ولیک
درون مدرسهاش با کتاب و کار، بکار ۲۴
سخن زلعبت چین وبت بهار، به آر ۱
ز بیحقیقتی چرخ و بیوفایی دهر
هزاردستان زد در میان باغ، هزار ۲
چه گفت؟ گفت جهان رهزنی حرامخورست
تو سر به عشوهٔ دهر حرامخوار، مخار ۳
زمانه کشت ترا نارسیده میدرود
مکار تخم امل، در زمین این مکار ۴
ز لعب دور قمر روشنی مدار طمع
که بر محک، سیه آمد عیار این عیار ۵
چه رزمهاکه بود پرقتال ازبن قتال
چه قلبها که بود داغدار ازین غدار ۶
به سالها دهد و بازگیرد اندر دم
نهان به پرورد و سازد آشکار، شکار ۷
نشان عاطفت از دهر کینهجوی، مجوی
امید راستی از چرخ کجمدار، مدار ۸
ز بحر جان اوبارش کسی ار خلاصی جست
نهنگ بر سر او بارد ابر جان اوبار ۹
نه شه شناسدگیتی ونی وزیر، تو شو
ز هر در آر پیاده، ز هر سو آر، سوار ۱۰
به کار دولت نتوان گزافه کاری کرد
که از دولت شود آخرگزافه کار، فکار ۱۱
ز رزم خوار شمردن، ترا رسدکه رسید
ز خصم بر شه خوارزم و والی اترار ۱۲
مبین به مردمخوار و زبون، به خواری ازآنک
به کینه مردمخوارند، گرگ مردمخوار ۱۳
مبین تو زار و زبون مردمان غوغا را
که رزمجویی غوغا بکشت زار، تزار ۱۴
نقاط مسکو و پطر، از تزار برگشتند
دو نقطه چون که یکی کشت شد تزار نزار ۱۵
به باد، اصل و تبار و قتیل، نسل و نتاج
نهتاج ماند و نهتخت و نه صفه ماند و نه بار ۱۶
دو مار بودند آری تزار و فرزندش
زمانه بین که برآورد از این دو مار، دمار ۱۷
سفیه محتسبانی کجا ز جهل و خری
خرند بیسبب، آزار مردم بازار ۱۸
تو جار دانش و داد آن زمان زنی که شوی
امین خرمن فلاح و دفتر تجار ۱۹
زکارهای عموم آنچه را نخواست عوام
به فتوی خرد آن کار، ناصواب انگار ۲۰
کسی که دشمنی عامه را خرید به عمد
قماش عار و لباس عوار کرد شعار ۲۱
نکرد بایدکاری، که مردم عامه
رهاکند پی کار و دود سوی پیکار ۲۲
دل رعیت گنجست و جهل مار وبست
توگنج خواهی، همت به مرگ مارگمار ۲۳
به مذهب و ذهب او مدار کار، ولیک
درون مدرسهاش با کتاب و کار، بکار ۲۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۴
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۶ - تغزل و بهاریه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۸ - لاله زار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.